دلیل رفتن جاذبه ی خارج نیست
نه علت دافعه داخله
فراری دادن یه قافله ی غافله
یه مریض مسری پی جامعه ی سالمه
خونه سراسر جدل بحث و اشوب
پدر که به ما داد فقط اخماشو
بچه های دوستشو بغل کرد با شوق
به ما که میرسید کمربند وا شد
شک و شبهه جای ایمان
یه مغز مونده لای سیمان....
یه سوال ضمیمه شعرمه.. ایا بینش کم از بیم شکمه؟