خواهشا تا اخرش بخونین بعد نظر بدین
من ۶ ماه با یکی دوست بودم قرار بود فعلا از ازدواج حرف نزنیم تا همو بشناسیم بعد ی بار دعوامون شد و کات کردیم دو سه ماه گذشت عید شد بهم تبریک گفت و باز دیگ ارتباطی نبود.
تا اینکه تو همین ماه ی روز دیدم گوشیم زنگ میخوره برداشتم دیدم خودشه گفت دارم میرم عمل حلال کن و اینا ی عمل سرپایی ساده بودولی هی شوخی میکردالکی میگفت قلبم شکسته میخام قلبم عمل کنم ازین حرفا یجوری حرف میزد ک میخاد برگرده