من جاریام اصلا اصلا نه میان و نه میریم.
من خونه هاشون ندیدم. سفره خواهرشوهرمم ندیدم.
دخترم ۵ سالشه.
مشکلی هم ندارم و پذیرفتم این موضوع ولی بعضی اوقات مادرشوهرم یه چیزی میگه تا ته آدم میسوزه.
من تعریف کردم و به پدرشوهرم گله کردم که خونه داییم بودم. شوهرم اومد دنبالم، بالا نیومد حتی زن داییم براش میوه آماده کرده بود و ...
برگشته میگه کاش خونه داداشش هم حداقل همینجوری میرفتین.
به خدا قبل عید به اصرار دخترم به برادرشوهرم پیغام داوم بیاین شام. هر روز که برای شما راحته و ...
گفت زنم میگه ان شالله عید و جالبه عید رفتن ترکیه. سفر ترکیه یهویی نیست که، مطمئنا از همون موقع برنامه شو داشتن