2777
2789

دوم راهنمایی بودم و یادمه بزرگترین آرزوی زندگیمون این بود بزارن روز اردو شلوار لی بپوشیم 

خلاصه من شلوار جین و پوشیدم و زمان ما کلیپس مد بود زدم و فرق موهام و از بغل گوشم باز کردم موها رو کج ریختم بیرون آستینا رو تا زدم تا آرنج ابروها هم که مدل قاجاری بود دیگه با سیبیل قشنگ شبیهه بقیه پول کرایه تاکسی شده بودم 

رفتیم مدرسه و بعد از اینکه کلی همدیگه رو هول دادیم رسیدیم تهه اتوبوس که جای بچه باحالا بود مثلا دیگه بزن و برقص و آهنگ پارمیدای ساسی مانکن اون موقع خدایی میکرد 

رسیدیم محل اردو یکی از بچه ها دزدکی از این موبایلا آورده بود دو صفر یازدها گذاشته بود تو لباس زیرش 😂😂😂😂😂 آقا ما شروع کردیم دونه دونه زنگ میزدیم پیتزایی ها میگفتیم آقا پیتزا دارید میگفت اره میگفتیم خوش به حالت ما نداریم قطع میکردیم 😂😂😂😂 

بعد برگشتیم مدرسه تو کوچه مون یه وانت پارک کرده بود خالی بود کسی هم نبود بچه ها گفتن آقا بیاید بپریم پشت وانت خل بازی دراریم

رفتیم پشت وانت شروع کردیم دیوونه بازی راننده ش اومد از سر کوچه داد میزد ماشینموو و داغون کردید بیاید پایین 😂😂😂😂 ما هم پیاده شدیم فرار کردیم 😄😄😂😂 

منطق هایی که هیچ منطقی پشت آنها نیست...                   اسکاچ سایت هستم❤

مااردو رفتیم ی پارک معروف از ی طرفم با دوست پسرامون قرار گذاشته بودیم ✋🏿

کلاس هفتم بودیم من چیپس و دوستام چایی و یکی دوستم عروسکشم برده بود بعد پسرا همش میخندیدن ک عروسک چرا اوردین😀

🖤🙂

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

هیچ خاطره ای ندارم از اردوهای مدرسه چونکه خانواده ام اجازه نمیدادن برم اردو

من تماشای تو میکردم و غافل بودم                                       کز تماشای تو خلقی به تماشای منند

روز به روزش واسم خاطرست . واییی خدا . سر دسته خل بازیا من بودم . ولی خب اهل تیپ زدن اینا نبودم خیلی شوخی میکردم فقط 


تو زندگی بیا شعار ندیم عمل کنیم .  یه دختری هستم با همه چی جنگیدم  تا به اینجا رسیدم بازم میجنگم تا به هدفم برسم واسم دعا کنین تا به هدف هام برسم ممنونم . 

چه اتیش پاره هایی بودین😂

یادمه کلاس اول مارو بردن حرم من گم شدم 

خب بمن چه برنامه هاش جالب بود حالا یکم نگران و معطل شدن😂😒

نمایشگاه خیلی باحال بود😂دختر پسرارو باهم میبردن اردو اونجا ماهم که پسررر ندیدهه هی اونا تیکه مینداختن هی ما زیر چشی نگا میکردیم ناظم نبینه😂

توی مسیر شهری برا همه دست تکون میدادیم واونام جواب میدادن و ذوق میکردن😂😂همون موقع یه فیلم هندی خیلی رو بورس بود یه رقص خوشگلی داشت به سختی ریختیم توی گوشی و شب موقع برگشت نگاهش کردیم توی بوفه که راننده گفت اونجا نباشید من لوازم شخصی دارم😐😂😂😂

یا یه بار دیگه معلم دبستانمون ازدواج نکرده بود سنش بالا بود

داشتیم رو نیشدیم از خیابون یه موتوری تیکه انداخت،معلمون با ذوق گف با مت بود با من بود😂😂😂😂😂

 ای وای بر صبر بی صدای ما     ببخشید اگه حوصلم نمیشه اصلاح کنم اشتباهات تایپیمو. اگه سعی نداری به بقیه بگی اینی که من میگم (افکار رفتار و عقیده ) درسته ،بیا بغلم.❤
مااردو رفتیم ی پارک معروف از ی طرفم با دوست پسرامون قرار گذاشته بودیم ✋🏿 کلاس هفتم بودیم من چیپس و ...

عروسک یا خدا 😂😂😂😂😂😂😂😂

منطق هایی که هیچ منطقی پشت آنها نیست...                   اسکاچ سایت هستم❤
هیچ خاطره ای ندارم از اردوهای مدرسه چونکه خانواده ام اجازه نمیدادن برم اردو

منم فقط نزدیکا رو میذاشتن 😑😂

منطق هایی که هیچ منطقی پشت آنها نیست...                   اسکاچ سایت هستم❤
کلا بچه مثبت بودم ولی اردوهای لیسانس خیلی حال میداد  یادش بخیر  دلم گرفت

اره خودمم نوشتم دلم گرفت کاش همه چی مث اون روزا خوب بود 

منطق هایی که هیچ منطقی پشت آنها نیست...                   اسکاچ سایت هستم❤

یه بار مارو بردن آبعلی البته وقتی نوبت کلاس ما بود من مریض شدم بعد فرداش با کلاس پنجمی ها که خواهرمم توشون بود منم برررردن عاااقا یه کاری کردم مدیر افتاد تو اب سر ناهار دعوا میکردم چرا ماله من کمه البته من تمام کمال هزینه اشو داده بودما خخخخ بابام اون موقع بیست تومن گذاشت تو جیبمون که چیزی خواستیم بخریم خواهرم ازم غافل شد همههه رو دادم پر طاووس خریدم 😐

نمیشه من انگشت بزنم حالا که امضا ندارم🙊🙊

من به خواهرام گفتم برام شامی درست کنین

محل ندادن

خودم رفتم گوشت رو دراوردم

چرخ گوشت رو بستم

تیکه آخری که انداختم

یهو چرخ گوشت همه تیکه هاش ریخت

ادویه زدم تو گوشت و سرخ کردم

شامی آخر که پختم یادم اومد پیاز سیب‌زمینی و تخم مرغ بزنم

مزه کباب میداد

فرداش رفتیم اردو 

یکی از بچه ها با گروهش قهر کرده بود اومد به من گفت بیا باهم باشیم

نشستیم کنار مربیان مون

یهو مدیر اومد گفت دنبال آرزو میگردم کل اردو رو 10 بار رفتم

گفتم دنبال من

گفت کجا بودی دوستات گفتن نیستی 

خلاصه اون دوستم رو بردم پیش بقیه دوستام

پریود شدم🤦‍♀️🤦‍♀️

چه اتیش پاره هایی بودین😂 یادمه کلاس اول مارو بردن حرم من گم شدم  خب بمن چه برنامه هاش جالب ب ...

وای راس میگی اردوهایی که توش پسر بود از مدرسه های دیگه خیلی باحال بود 😂😂😂😂 عین عقده ایا بودیم 

منطق هایی که هیچ منطقی پشت آنها نیست...                   اسکاچ سایت هستم❤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  20 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش