دوم راهنمایی بودم و یادمه بزرگترین آرزوی زندگیمون این بود بزارن روز اردو شلوار لی بپوشیم
خلاصه من شلوار جین و پوشیدم و زمان ما کلیپس مد بود زدم و فرق موهام و از بغل گوشم باز کردم موها رو کج ریختم بیرون آستینا رو تا زدم تا آرنج ابروها هم که مدل قاجاری بود دیگه با سیبیل قشنگ شبیهه بقیه پول کرایه تاکسی شده بودم
رفتیم مدرسه و بعد از اینکه کلی همدیگه رو هول دادیم رسیدیم تهه اتوبوس که جای بچه باحالا بود مثلا دیگه بزن و برقص و آهنگ پارمیدای ساسی مانکن اون موقع خدایی میکرد
رسیدیم محل اردو یکی از بچه ها دزدکی از این موبایلا آورده بود دو صفر یازدها گذاشته بود تو لباس زیرش 😂😂😂😂😂 آقا ما شروع کردیم دونه دونه زنگ میزدیم پیتزایی ها میگفتیم آقا پیتزا دارید میگفت اره میگفتیم خوش به حالت ما نداریم قطع میکردیم 😂😂😂😂
بعد برگشتیم مدرسه تو کوچه مون یه وانت پارک کرده بود خالی بود کسی هم نبود بچه ها گفتن آقا بیاید بپریم پشت وانت خل بازی دراریم
رفتیم پشت وانت شروع کردیم دیوونه بازی راننده ش اومد از سر کوچه داد میزد ماشینموو و داغون کردید بیاید پایین 😂😂😂😂 ما هم پیاده شدیم فرار کردیم 😄😄😂😂