نمیخوام فاز منفی بدم..ولی دلم گرفته کسیوندارم کمکم کنه.یا باهاش صحبت کنم.اینجامینویسم به امیدروزیکه .همه ی غم هام تموم بشه...اول ازههمه بگم .پدرم ادم شکاکیه.اعتیاد داره..مارو توخونه حبس کرده..شاید باورتون نشه آرزومه یبار تنها برم بیرون.دوستامو ببینم..یا حتی برم سوپر مارکت اگه چیزی حوس کردمو بخرم..بسیار خسیسه.جوریکه سالی یبارم شاید لباس نخریم..وهمیشه لباس کهنه های بقیه رو میپوشیم.قلبم تیکه پاره میشه وقتی مادرم لباس کهنه و زشت میپوشه😢وقتی سرکوفت میشنوم بخاطر خونه زندگیمون..خیلی مارو بی ارزش کرده خیلی زیاد