عاشق شدم...عشق یه طرفع اونم فامیل نزدیک دوستم بهم پیشنهاد داد شمارشو بده بپرسم خوشش میاد از تو یانه دیدم گفت نه مثل خواهرمه و بعدش دوطتممنو تحدید کرد که میرم به همه میگم...منم مجبور شدم حرفشو گوش کنم و به پسری که دوسش داشتم همه چی بگم...ازت متنفرم نمیخوام ریهتتتو ببینم...تو یه بی احساس عوضی ای خدا لعنتت کنه نمیبخشمت آخرم بلاک کرد منو....با همه حرکتاش نشون داده بود دوسم داره آخه...فردا حضوری دیدمش محل ندادم بهم...گذشت دوستام رفتن ببینن چحوریع رله یا نه دیدن اره رل داره بعدش یکی از دوستام بدون اجازه ی من رفت زنکزد باهاش حرف زد...گفت من شرمندم نمیخواستم اینجوری بشه...منو نابود کرد میگه شرمندم...میگه فراموش میکنه گذریه...من نابود شدم پدرم در اومد این چند ماه اون دختری که بعش پیام داده بود هم منو تهدید کرد..شمارمو پخش کرد میخواست آبرومو ببرن عوضی دیگه نمکشم....چند بار خواستم خودکشی کنم حتی...