اون زمون بارون ک میومد نمیرفتم تو خونه .🤪
میومدیم زیر بارون ک حسابی خیس بشیم .
این همه امکانات نداشتیم .
ولی دلای صاف و بی کینه داشتیم.🤓
نون خالی هم میخوردیم مزه داشت 😋
ولی الان قورمه سبزیام مزه نداره
برادر و خواهرا با هم بودن
الان جلو هم.👨👧👧
آرزومون خوابیدن تا ظهر بود ک دبستان برامون کابووس شده بود😴
نوک مداد ✏️
مداد تراش
جدول ضرب 🙋♀️
بارون و زنگ تفریح 💃
بوی خاک بارون خورده ی کوچمون ✌
بابا ک میومد تا سرخیابون دنبال مون💪
مامان ک در خونه منتظر بود👨👩👧
تنها مریضیامون لق شدن دندونای شیری بود و بس .💓
راستی الان ویزیت دکتر چند شده💔