واسه یه فامیل نزدیکمون مشکلی پیش اومده، و تصمیم دارن ۲ شب و ۳ روز خونمون باشن (هرهفته) (من عقد هستم و بعدش ۲ شب دیگه هم باید خونه مادرشوهر برم پیش همسر، عملا وقتی برای خودم ندارم)
و در این مدت که خونمونن باید دخترشون که همسن من نیست رو من سرگرم کنم چون تنهاس و حالش بد میشه (وخیم وخیم میشه حالش اگر تو خودش باشه، افسردگی شدید بدتر گرفته )
تو این مدت من از کار و درسم میوفتم، از شوهرمم تقریبا میوفتم، و دائم باید باهاش گشت در حالی که واقعا نمیتونم!! هیچ جوره!!!!
اخلاقش هم اصلا بهم نمیخوره، منو دچار اضطراب و تنش میکنه هیچ جوره نمیتونم تحمل کنم!!
از طرفی میگم ثواب داره، دنیا همینه که دست همو بگیریم ولی شخصیت من در توانش نیس
میشه بگین راه حل صحیح چیه؟