اولین باره میره سفر راه دور طولانی خیلی دعواداشتیم بخاطر مادرشوهرجلبم اونم دیشب گفت صبرکن برم ماموریت هیج خبری ازت نمیگیرم تا ۱۵ روز گفتم چرا دلتم واسه بچت تنگ نمیشه چیزی نگفت حالا ۷ صبح رفته من فقط از طریق جاریم ک برادرشوهرم همراه شوهرمه خبردارم تازه جاریمم ب شوهرش گفته ب فلانی بگو ب زنت زنگ بزن نگرانته امابازم هیجی جدیدمو بهت نمیدم کاشکی خدا تاوقتی شوهرم برمیگرده از سفر منو بکشه کاش بمیرم
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
تو هم چه ساده ای محلش نده تا بسوزه خوش بگذرون مهمونی برو مهمونی بگیر تا خبر بهش برسه چه خوش میگذرونی بسوزه نه اینکه بگه خوب حالشو گرفتم داره برام له له میزنه
میدونم خیلی سخته و الان از دستش عصبانی هستی ولی دلت میخواد زنگ بزنه و یه کم از عصبانیت کم بشه اما وقتی لج کرده تو هر کاری کنی اون بدتر میکنه خدا رو شکر برادر شوهرت پیشش هست از سلامتیش با خبری پس بهتره بی خیال باشی از جاریت هم نپرس هر چی خودش گفت بی تفاوت گوش کن و پیغام و سفارش نفرست براش بذار اون کنجکاو و نگران بشه که شما کجایی؟ و چیکار میکنید توی وات و اینستا هم کمتر آنلاین باش جور دیگه مشغول شو جور دیگه خوش بگذرون از سه تا تماس جاری هم یکیش رو جواب بده
❤بخاطر نعمت سلامتی است که زنده ام❤ خدایا سپاسگزارم 🙏🌹خدایا سپاسگزارم 🙏🌹 خدایا سپاسگزارم 🌹🙏