2777
2789
عنوان

;شعر;

45 بازدید | 0 پست

من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم

این جهان را عاری از هر غصه وغم میکشم

بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی

هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم

اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری

من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم

زشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیست

زشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم

عشق هایی که در آن بوی خیانت میدهند

تا ابد محکوم دل تنگی به زندان میکشم

هرکجا قلبی شکست ، مابی تفاوت بوده ایم

اری اری بهردلهای شکسته ، نیز درمان میکشم

من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ

با تنی سالم ، لب خندان ،خرامان میکشم

عباس حیدری

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم      محتاج برادران و خویشان نشوم     بی منت خلق خود مرا روزی ده     تا از در تو بر در ایشان نشوم
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   رهااااااااااجون  |  2 هفته پیش
توسط   سالیزه  |  8 ساعت پیش