بعددیدم یهو توطبقه پایین خونشونیم هم خودم هم خونوادم منم زود ازا نیکی درفرارکردم بیرون تامنونبینه بعد دیدم کفشام مونده اونجا یهو به دوستم گفتم به فلانی زنگ میزنم همسرقبلیم که بگم کفشاموبیاره دیدم دوستم به گدشیش نگامیکنه گفتم چیه گفت فلانی پیام داده گفته به مادرت بگم بیاد دنبالت حالت بده