خانوما من چند وقتی بود خیلی احساس خوبی به همزادم پیدا کرده بودم و خیلی دوسش داشتم احساس میکردم مواظبمه و اونم خیلی دوسم داره و هميشه تو دلم باهاش حرف میزدم و اونم جواب میداد!!!مثلا میگفتم اگه هستی یه نشونه بهم بده یا یکی از وسایلای اطرافم صدا میداد یا یه قسمت از بدنم شروع میکرد به پریدن یا یهو یخ میکردم و بعد که متوجه میشدم حضور داره باهاش صحبت میکردم و آروم میشدم و سریع یه راه حلی برای مشکلم به ذهنم میرسید....
چندبار قبل خواب ازش عاجزانه خواهش کردم که به کراشم بگه تا فردا بهم پیام بده حالا با کراشم اصلاااا ارتباط ندارم و اصلا همدیگرو نمیبینیم و من دورا دور بی دلیل دوسش دارم و نمیدونم چرا
و اون همون شب پیام داده بود و من فرداش دیدم
یبارم یه چیز دیگه ازش خواستم تو خواب ببینم و دیدم..
الان چند روزه حضورشو حس نمیکنم و ناراحتم
شما تجربه مشابه داشتین؟؟؟