۱۹ سالشه بعضی شبا دیر می اومد همسرم ساعت مشخص کرد تا این ساعن باید خونه باشی
از اون موقع اگر حرف بزنه یه سلام والا که هیچ
غذاشم با ما نمیخوره دیگه تو اتاقشه کلا خونه بودنی
باهاش حرف زدم میگه تو اتاق بقیخ را نبینم راحتترم
من اما خییییلی ناراحتم
خیلی غد هست میترسم به همین روش کلا ادامه بده تا اخر خیلی یه دنده است
مشاورم که کلا میگه گیر ندین دوره اش رد شه
نمیدونم چه کنم