2777
2789
عنوان

غم وغصه خوردن و دردهای عصبی

| مشاهده متن کامل بحث + 557 بازدید | 40 پست

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

یه پسر دوساله هم دارم

ببین حق داری 

شوهر من بدترا ز شوهر تو بود 

ی مدت اصن واکنش ندادم برای مادرش

 شوهرم  ی کم بهتر شد دیگ الان ب جایی رسبدم الان اصن غیبت مادر عجوزشو نمیکنم همشم با سیاست میگم مادرت بدبخت بیگناه دیگران پرش میکنن

درصورتی ک خودش عفریت هست حا

توهم با سیاست جلو برو وگرنه ام اس میگیری

زندگی ارزش غصه نداره 

هرچند خودم الان داغون مریصی افسردگی گرفتم بخاطر لفتارای شوهرم اما نجگیدن خ بهتر از جنگیدن

من اینف  جنگیدم بخدا  اینقد مشت تو سر کلم خورد تا جایی ک دست از مادرش کشیدم خودبخود بهترشد

البته دعاهم خبلی کردم ختم زیارت عاشورا برداشتم

میشه  برای شادی روح بهترین پدر دنیا ی صلوات مهمونم کنید😔
عزیزم منم دردام مثل توست، حتما به روانشناس و روانپزشک مراجعه کن به من خیلی کمک کرد

به بار رفتم... جلسه دوم شوهرم رو بردم.. دو سال پیش.. هنوز که هنوزه میگه تو که هر چی روانشناس بود رفتی... روانشناسه بهس گفته بود شما چقدر آدم خوبی هستی همین که قبول کردی اومدی پیشم... از خودش خیلی باور کرده بود... خیر سرم فوق لیسانس روانشناسه ولی یک کلمه سوادش رو نداره

شما چیکار می کنی.. من 29 سالمه

من قرص خوردم الانم چندماه چشمام درد کردن صب تا شب قط نمیشد دیگه قرص خوردم

قرص ضدافسردگی

یمدت اسطوخودس و بادرنجبویه اینا شبا دم کن 1استکان بخور غلیظ هم نکن کمرنگ باشه برا اعصاب خوبه 

امان از دست این شوهرا البته من مجردم😶

❌مخالف نظرم بودی ریپ نزن چک نمیکنم❌درخواست دوستی ندید🌠
ببین حق داری  شوهر من بدترا ز شوهر تو بود  ی مدت اصن واکنش ندادم برای مادرش  شوهرم ...

چجور ازش دست بکشم. مادرش با پدرش مشکل دارن و نمیتونن حتی یک شب با هم باشن.. همینه که دلش میخاد همش خونه بچه ها و مخصوصا خونه ما باشه.. سر این قضیه من کلی با جاریا حرف زدم تا قبول کردن اونا همکاری کنن.. پشت سرم بد نمیگه... فقط وابسته هست.. شما میگی من بی محلی کنم اما اگه وقتی میاد من عادی باشم و روی خوش نشون بدم پر رو میشه و هر شب میاد... در غیر اینصورت هم شوهرم گله می کنه که چرا وقتی مادرم اینجاست تو ناراحتی و عادی نیستی؟؟ 

چطور کنار بیام با این مساله؟؟ 

چجور ازش دست بکشم. مادرش با پدرش مشکل دارن و نمیتونن حتی یک شب با هم باشن.. همینه که دلش میخاد همش خ ...

مساله اینه که شوهرم قبول نداره مشکل مادرش زندگی ما رو خراب کرده! اگر من شب تا صب گریه کنم سراغم نمیاد.. اما مادرش اگه ادای گریه رو دربیاره دلش خون میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز