منم خیلی اذیتم. مادرشوهرم اذیت میکنه. معده درد گرفتم و مریضم.
مادرشوهرم میگه مادر را نمیشه عوض کرد ولی زن را میشه عوض کرد.
مادرشوهرم خیلی تیکه میاندازه. یک چیزی میخرم متلک میگه.
مادرشوهرم اهل رسم و رسوم عید نیست اصلا هفت سین هم نمیگذارد. نه سبزه نه ماهی. مادرشوهرم میگه هر کسی سفره هفت سین بزاره یکی میمیره.
مادرشوهرم بین بچه هاش فرق میزاره خدا ازش نگذره.
مادرشوهرم خیلی حسوده من یک چیزی بخرم دق میکنه. و متلک میگه.
مادرشوهرم خطریه یعنی اهل صیغه کردنه. برای برادرش دختر صیغه کرده در حالیکه برادرش زن و بچه داره. به مادرشوهرم گفتم رن دایی گناه داره. مادرشوهرم گفت برادرم باید کیف کنه.
مادرشوهرم نمیگذاشت ما جاری ها حتی یک کلمه با هم حرف بزنیم. پشت سر این عروس پیش اون عروس بد میگه. و پشت سر اون عروس پیش این عروس بد میگه.
مادرشوهرم خیلی اهل جادو و جنبل و دعا و این چيزهاست. پیش دعانویس میره بعد یک کارهای مسخره میکنه. هر وقت خونه اش میریم دل درد میگیریم. معلوم نیست چه آشغالی از رمال میگیره به خوردمان میده.
مادرشوهرم خیلی تیز و بزه. خیلی زبون نیش داری هم داره.
تازه زایمان کرده بودم اومد خونمون اینقدر دستور میداد. کاش نمی اومد. نگذاشت استراحت کنم. و فقط زر زد. من زائو درد داشتم اومده بود خونمون دستور میداد فلان غذا را بپز بخورم. دستور میداد پاشو جارو بکش. خدا ازش نگذره.
مادرشوهرم فقط میگه دوست دارم پسرهایم تنهایی بیان خونم. حتی نوه هاشو دوست نداره.
مادرشوهرم فامیل درست و حسابی هم نداره. یا معتاد و همشون زن طلاق داده. اکثرا زن دوم دارن. دلم برای بچه های طلاق میسوزه.
مادرشوهرم خودشو مسلمون میدونه در حالیکه خیلی غیبت میکنه.
مادرشدهرم اصلا اهل رسم و رسومات نیست. اولین روزی که رفتن خونشون سیرابی با جگر سفید آبپز کرده بود گذاشت جلومون. من نمیتونستم بخورم. یکی نبود بهش بگه آخه روز اول عروس میاد خونه ات این چه غذاییه!.
مادرشوهرم یادمه همیشه عادت داشت سرزده بیاد خونمون. چقدر من اذیت شدم.
اگر بخوام از اذیت هاش بنویسم یک کتاب میشه.
از سرزده اومدنش بدم میاد. یک دفعه سر ظهر پشت در هستن. از یک شهر دیگه می اومدن.
یا یک بار ساعت ده شب یک دفعه شش نفر پشت در بودن. سر زده.
من بچه شیر میدادم. بلند شدم چای گذاشتم. و ساعت 11 شب داشتم براشون مرغ و برنج می پختم.
خدا ازشون نگذره که اینقدر بی ملاحظه هستند.