2789
عنوان

مادرشوهر😒😒😒

| مشاهده متن کامل بحث + 829 بازدید | 35 پست
اگر شوهرت خوبه مادرش رو بیخیال شو اما اگه اونم به درد نمیخوره بیخیال چجوریه اونا اذیت میکنن یه ذره ...

مادرشم خوبه ها فقط میگم که بشدت پرتوقعه حرف بارت میکنه راحت ایناش رو اعصابه🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

از الان زیاد رو نده بهشون .خودتو دست بالا بگیر من الان خیلی حرص میخورم چرا ازش میترسیدم .بعد عروسی م ...

نه کار شوهرم همینجاست نمیرم پیششون

واقعااا همینکارو باید کنم به این نتیجه رسیدم اون جاری که انقد خوبه وضعش اینه پس پشت منم حرف میزنن صددرصد پس حداقل ارتباط نگیرم زیاد 


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بببین تا تو عقدی با شوهرت شرط و شروط بذار 

وگرنه عروسی کنی حرفت برو نداره

زیاد حسابش نکن یه گوش در و یه گوش دروازه والسلام

🌹💚❤️منمشتعلعشقعلیمچهکنم❤️💚🌹                    درخواست دوستی نمیپذیرم لطفا درخواست ندین
من ۶ ساله دارم دق میکنم با یه همچین مادر شوهری هیچکی بهم حق نداد میگن سنش زیاده ناراحتش نکنید حرص و ...

منم خیلی اذیتم. مادرشوهرم اذیت میکنه. معده درد گرفتم و مریضم. 

مادرشوهرم میگه مادر را نمیشه عوض کرد ولی زن را میشه عوض کرد. 

مادرشوهرم خیلی تیکه می‌اندازه. یک چیزی میخرم متلک میگه. 

مادرشوهرم اهل رسم و رسوم عید نیست اصلا هفت سین هم نمی‌گذارد. نه سبزه نه ماهی.  مادرشوهرم میگه هر کسی سفره هفت سین بزاره یکی میمیره. 

مادرشوهرم بین بچه هاش فرق میزاره خدا ازش نگذره. 

مادرشوهرم خیلی حسوده من یک چیزی بخرم دق میکنه. و متلک میگه. 

مادرشوهرم خطریه  یعنی اهل صیغه کردنه. برای برادرش دختر صیغه کرده در حالیکه برادرش زن و بچه داره. به مادرشوهرم گفتم رن دایی گناه داره. مادرشوهرم گفت برادرم باید کیف کنه. 

مادرشوهرم نمی‌گذاشت ما جاری ها حتی یک کلمه با هم حرف بزنیم. پشت سر این عروس پیش اون عروس بد میگه. و پشت سر اون عروس پیش این عروس بد میگه. 

مادرشوهرم خیلی اهل جادو و جنبل و دعا و این چيزهاست. پیش دعانویس میره بعد یک کارهای مسخره میکنه. هر وقت خونه اش میریم دل درد میگیریم. معلوم نیست چه آشغالی از رمال میگیره به خوردمان میده. 

مادرشوهرم خیلی تیز و بزه. خیلی زبون نیش داری هم داره. 

تازه زایمان کرده بودم اومد خونمون اینقدر دستور میداد. کاش نمی اومد. نگذاشت استراحت کنم. و فقط زر زد. من زائو درد داشتم اومده بود خونمون دستور میداد فلان غذا را بپز بخورم. دستور میداد پاشو جارو بکش. خدا ازش نگذره. 

مادرشوهرم  فقط میگه دوست دارم پسرهایم تنهایی بیان خونم.  حتی نوه هاشو دوست نداره. 

مادرشوهرم فامیل درست و حسابی هم نداره. یا معتاد و همشون زن طلاق داده. اکثرا زن دوم دارن.  دلم برای بچه های طلاق میسوزه. 

مادرشوهرم  خودشو مسلمون میدونه در حالیکه خیلی غیبت میکنه.

مادرشدهرم اصلا اهل رسم و رسومات نیست. اولین روزی که رفتن خونشون سیرابی با جگر سفید آبپز کرده بود گذاشت جلومون.  من نمیتونستم بخورم. یکی نبود بهش بگه آخه روز اول عروس میاد خونه ات این چه غذاییه!. 

مادرشوهرم یادمه همیشه عادت داشت سرزده بیاد خونمون. چقدر من اذیت شدم. 

اگر بخوام از اذیت هاش بنویسم یک کتاب میشه. 

از سرزده اومدنش بدم میاد. یک دفعه سر ظهر پشت در هستن. از یک شهر دیگه می اومدن. 

یا یک بار ساعت ده شب یک دفعه شش نفر پشت در بودن. سر زده. 

من بچه شیر میدادم. بلند شدم چای گذاشتم. و ساعت 11 شب داشتم براشون مرغ و برنج می پختم. 

خدا ازشون نگذره که اینقدر بی ملاحظه هستند. 

من هر دفعه بیرون میخاستم برم مادر شوهرم میومد راه پله از بچم میپرسید کجااااااا

بعدا بهم میگفت من اصلا خوشم نمیاد سوال کنم کجا میری و چیکار میکنی

زنی هم زیر لب گوید؛گریزانم ز این خانه.......ولی از خود چنین پرسید،،،،، چه کس موهای طفلم را....پس از من میزد شانه؟؟؟؟

عزیزم کاملا درکت می کنم چون شرایط مشابه باهات داشتم. تنها راه بی محلی . باور کن قدیمی ها یک چیزی می دونستن که می گفتن از صد تا چوب بدتره.    

هم خودت راحتی هم طرف متوجه میشه حرفاش پشیزی برات ارزش نداره

عزیزم کاملا درکت می کنم چون شرایط مشابه باهات داشتم. تنها راه بی محلی . باور کن قدیمی ها یک چیزی می ...

واقعا

باور کنین جاری بزرگم با وجود جایگاه و موقعینی که داره شاید هرکس ارزو داشت عروسش باشه ولی اینابارها بخاطر زیبایی و اینجور چیزا تحقیرش کردن اون همیشه بهشون محبت و احترام میکرد همیشهههه حتی یه بار پیش من درد و دل کرد که از احترام زیادی اینطوری باهام رفتار میکنن و نمیذارن زندگی کنم 

خداروصدهزارمرتبه شکر میکنم خونم قراره یه شهر دیگه باشه واقعا من ادم بی ازاریم کاری به کار کسی ندارم حتی اطرافیانم میخوان از کسی غیبت کنن میگم نکنین کاری به کار کسی نداشته باشین ولی این موضوع خیلی بهم فشار اورد که انقد اینا پرتوقع و بی ملاحظن

برای بچه های خودش همیشه بهترین شرایط رو فراهم میکنه اما انگار ما رو تو کوچه پیدا کرده من توقع ندارم مثل بچه خودش رفتار کنه باهامون ولی حداقل احترام نگه داره سنی ازش گذشته ولی هنوز بلد نیست حرفاش رو کم و زیاد کنه و با این همههههه توپیدن و خرد کردن جاریم باز الان میگه من اومدم مسافرت به من زنگ نزده من نیازی بهش ندارم ولی باید میزد عرضشو نشون میداد

😑😑😑😑

دلم میخواد هیچ کمکی از لحاظ مالی به ما نکنه چون تا اخر عمر باید حرف بشنویم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792