2821
2789

من دو سال باهاش دوست بودم اون مدت مشکلی باهاش نداشتم خیلی هم دوسش داشتم، برام نشون آوردن نامزد شدیم 4 ماه طول کشید(محرم نبودیم) بعد چون مامانش خیلی به اینکه پسرش منو دوست داره حسادت می‌کرد کلا سعی می‌کرد ذهنیت پسرشو تغییر بده مادره کلی هم به منو خانواده ام بی احترامی میکرد، نامزد منم یه مقداری گوشی بود و اواخر خیلی حرف مامانشو گوش می‌کرد منم بخاطر همین به هم زدم. حالا بعده دو سال برگشته میگه من خانوادمو بعده اون موضوع نتونستم ببخشم و جدا زندگی میکنم و بیا همه چیو باهم دوباره درست کنیم. من الان هم یه خواستگار خوب دارم ولی دارم خر میشم. تو رو خدا بگین کار درست چیه؟ بازم میذارم اسکرین ازش

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



شدیدا به این جمله معتقدم

بنظر منم درسته!

برای سلامتی مامانم صلوات مهمونم میکنی ؟ممنونتون میشم                                                                    خیلی دعا کردم ولی خواست خدا با دعای ما فرق داشت برای شادی روح مادرم دعا کنین لطفا 😔هیچوقت فکر نمیکردم اینو اینقد زود بگم 

با یه مشاور صحبت کن.یبار هم حتما دوتایی برین پیش مشاور.ریسک نکن اصلا. ازدواج سابق من بخاطر همین مساله ی دخالت مادرشوهر و زیادی به حرف مامانش بودن به جدایی رسید

کاربری دوباره دونفره شد . دو دوست یک متاهل بهار و یک مجرد الهه . قدر خودتو بدون خودتو در آغوش بگیر .از تو فقط یه دونه هست مهربون ❤️
اسي من اگر جاي تو بودم كسي كه عاشقش بودم رو انتخاب ميكردم چون يه عمر بايد با يه مرد ديگه زندگي كنم ...

خودمم به همین فکر میکنم. ولی خانوادمو چیکار کنم مطمئنم راضی نمیشن. 

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز