2777
2789

منظورم رفتن خونه مادرشوهرم. خود مادرش  ۵ ساله نیومده خونه ما .خواهراش یکیش ده سال میشه اون یکی ۶ سال برادر مجردی ۱۱ سال میشه نیومده خونه برادرش.شهرستان میشینند .همه جا میرن مشهد و....ولی خونه پسرشون‌ نمیان .به بچه هام‌محبت نمی‌کنند زنگ نمی‌زنند عیدی نمیدن عید میریم .بینمون هیچی نشده همیشه ظاهری هم که شده احترامشون داشتم .ما عیدها میریم تابستونها حدودا سالی ۴ بار میریم .الان باز میگه ساکهاتو ببند. ولی قلبا ناراضی ام .چون خانوادش خیلی اهل دل شکستن هستن .حالا با طعنه با کنایه همه جوره هم مادرش هم خواهرش .چطوری شوهرمو راضی کنم‌ نریم ؟ تو رو جون عزیزاتون بگید چی بگم راضی بشه .تنها هم نمیره .

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب همینا رو بهش بگو. بگو هر رفتنی ی اومدنی داره، تو اگه دوست داری برو ولی ما نمی‌ام. وقتی اونا رفت و آمد نمیکنن شاید واقعا دلشون نمیخواد ده بار ما رفتیم نمیگم ده بارش و بیان ولی حداقل یکبار بیان ک آدم متوجه شه ارزش قائل واسش

بگو حالم بده کرونا دارم 

درخواست دوستی قبول نمیکنم ☺️ میتونید تو یکی از تاپیکام برام کامنت بگذارید اگه واجبه 💖اگر درباره ی جزیره ی زیبای قشم اطلاعات مفیدی دارید (رسومات ، غذاها ، رستوران ها ،اماکن تفریحی و.. ) خیلی خوشحال میشم باهام درمیون بگذارید در تاپیک جزیره قشم متشکرم ازتون💕

اگه قانع نشد برو توم مثل اونا رفتار کن تیکه بنداز و سرد رفتار کن...دست به سیاه وسفیدم نزن اگرم چیزی ...

هر سری رفتم‌کادو بردم واسه مادرش یا پا به پاش توی آشپزخونه طرف شستم و آشپزی کردم .ولی اینبار دیگه وافعا دلم‌نمیخواد برم خستم از کارهاشون

من جای همسرن بودم تنها میرفتم  منم غریبم و دور عاشق اینم برم شهرمون و متنفر که همسرم مخالفت کن ...

اونوقت خانوادت احترام میزارن به همسرت ایون میگن چون ده ساله نیومدن دوست ندارم برم خانواده شما نمیان سربزنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792