تازه عروس بودم شوهرم تعریف کرد گفت با فلانی برادرزاده ش که دختره میرفتم پیاده رویی و انگلیسی صحبت میکردیم منم گفتم چه خوب خب با منم حرف بزن
اونم گفت آخه تو بلد نیستی
خلاصه من حسابی سووووووووختم😳😳😳😳
همون لحظه تصمیم گرفتم زبون م رو خوب کنم
رفتم کلاس و الان در حد قابل و قبولی زبونم خوب شده😁😁