قصد جدایی که به هیچ عنوان نداره...
والا ما اصلا کار به کار بابامون نداریم بمیره هم فرقی به حالمون نداره..اونه که راه براه میاد تهمتای ناجور حرفای زشت به مامانم میزنم..از این میسوزیم ما
منم تنها کاری که میتونم بکنم اینه که به دردو دلاش گوش کنم حرفیم که میخوام بزنم میگه تو دخالت نکن به تو مربوط نیس..از اون طرفم وقتی میشینه باهام حرف میزنه از کارای بابام میگه من بیشتر پر میشم دلم میخواد برم سر بابام خالی کنم..
کارای هیچکدومشون برام قابل درک نیس بخدااا..منم روانی شدم این وسط