ببین مثلا بشدت زبون باز با زبون همه رو خر میکرد جوری دروغ میگفت ک باورش کنن مظلوم نمایی استادش بود جوری ک کسی شک بهش نکنه عصبانیتشو بروز نمیداد جوری رفتار میکرد ک مجبور بشی دلبخواهش باشی تا دوباره درست بشه هیچ وقت اشتباهاتشو قبول نمیکرد اگه ب روش میوردی بازم کاری میکرد ک فک کنی توهم زدیو معذرت بخای برای چیزایی ک میخاست اون روز خیلی خوب رفتار میکرد وسوسه ات میکرد تا ب هدفش برسه ی جورایی خر میکرد خودش با ده نفرم بود اما ب هیچ وجه جوری نشون نمیداد ک بفهمی اما در عوض ساعتها از وفاداری حرف می زد خخخ