2777
2789
عنوان

افسردگی

52 بازدید | 1 پست

اینی که می نویسم مشکل یکی ازدوستامه لطفا کمک کنین

دوستم اسمش سارا دیروز اومده خونشون مامانش هی گیرمیداد بهش بعد سارا(دوستم)رفته تواتاق کلی گریه کردم یه گیر دادن ساده بوده

بعد مامانش گفته براچی گریه می‌کنی بعد گفته میخوای گریه نکنم صداش خیلی خیلی میلرزید

بعد گفتع برو تو اتاق گریه کن بعد گفتم خوشت نمیاد میخوای بمیرم

بعد رفته تواتاق بعد مامان وابجیش(آبجیش ازدواج کرده ودوتابچه داره)صحبت میکردن میگفتن همش بخاطر گوشیه

بعد این دوستم دوست داره وقتی گریه میکنه  یکی دوسش داشته باشه وقتی اینجوری میکنه بغلش کنن بعد آبجیش یهواومد بغلش کرد گفت من خیلی دوست دارم بعد گفت براچی گریه میکنی اونم همین جوری صداش می‌لرزید گفته بهش هرشب گریه میکنم اینجوری آروم میشم هرچی میشه گریه میکنم بعد آبجیشم رفته

البته من اونجانبودم دوستم برام تعریف میکرد 

من حس میکنم افسرده شده شما راهکاری دارین خوب بشه نگین مشاور که نمیتونه بره ۱۴سالشه ومامانش حساسه نمیزاره تنهایی بده بیرون این دوستم به مامانم بگه درکش نمیکنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز