2777
2789
عنوان

کی میشه گفت بچه راه افتاده؟

163 بازدید | 7 پست

زمانی که اولین قدماشو برمیداره یا زمانیکه که کامل بدون اینکه بیفته راه بره پسره من در حد چهار پنج قدم میره هی میخوره زمین بعد باز بلند میشه دو قدم میره میفته هی ازم میپرسن راه افتاده میگم نه بعد مامانم میگه راه افتاده دیگه، بچه های شما کی راه افتادن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پسره من فردا یک سالش میشه......

تیکر تولد نفس مامان❤

راه افتاده😍

تیکر برای هدف کاهش وزن تاریخ شروع رژیم:۱۸شهریور وزن شروع رژیم:۷۱ هدف اول ۶۷🔒هدف دوم ۶۳🔒هدف سوم ۶۰🔒هدف چهارم ۵۸🔒هدف پنجم ۵۶🔒هدف اخر ۵۴🔒من میتونم و باید بتونم تا عید به وزن مطلوبم برسم💪💪💪💪💪 قد ۱۵۸    کاش افسردگی ازم دور میشد 

جااااان قربون قدماش😍😍😍😍😍❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دوست عزیزی ک اینو میخونی...از ته دل میگم امضای خدا پای حاجت دلت❤❤                                          اینو یادت باشه رفیق *همیشه آخرش خوبه،اگه بد بود بدون  آخرش نیست*

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

دختر من روز تولدش خودش بلند شد چند قدم رفت بدون کمک این میشه تقریبا راه افتادن .

ینی باید بگی کم و بیش حالا فعلا با تسلط نیس

بزرگترین گناه ناامیدی از رحمت خداست😉❤️برای اشنایی با دنیای زیتون و روغن زیتون میتونید به این پیج پیام بدین @koliva2020

راه افتاده دیگه پسر من ۹ماهش بود راه افتاد 

 یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
راه افتاده دیگه پسر من ۹ماهش بود راه افتاد 

ماشالله چه زود، پسره واسه راه رفتنش تنبله دو هفتس بدون کمک می ایسته چند قدم میره ولی چیزای دیگش خوب بود از ۷ ماهگی با کمک مبلا می ایستاد همه میگفتن نه راه میفته

تیکر تولد نفس مامان❤
ماشالله چه زود، پسره واسه راه رفتنش تنبله دو هفتس بدون کمک می ایسته چند قدم میره ولی چیزای دیگش خوب ...

من خیلی راه میبردمش دستشو میگرفتم پاهاشو میذاشتم رو پام راه میرفتم خوشش میومد پسرم نوه اوله بابامم عاشق بچه خیلی باهاش ور میرفتن مامان و بابام

 یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز