حس میکنمافسرده م
حسکه نه مطمئنمافسرده م
سر هر مسئله ی بیخودی روانمبهممیریزه
خانواده ی شوهرم که حسادت و دخالت تو ذاتشونه و منم ۱۰ ساله میدونم این قضیه رو و باهاش کنار نیومدم هربار یه چیزی میگن تا یه هفته خواب و خوراک ندارم
فوق لیسانسم و خانه دار
حس حقارت میکنم اینکه از شوهرمپول بخوام اذیت میشم
بخاطر بچه ی کوچیکمسر کار نمیتونمبرم پول ندارم
خیلی خیلی خسته م
میشه کمکم کنید؟ چیکار کنمارومشم؟
حرف بیخود بقیه انقدر آشفته منکنه؟
انقد زود عصبی نشم؟