2821
2789

ازدیشب نتونستم بخوابم دلم درد میکنه گریه کردم ولی آروم نمیشم خدامنوبکشه راحت شم .دیشب با داداشام وخواهرم جمع بودیم خونه ی بابام اخرشب هم یه بحثی بود ناخواسته خواهرم حرفی زد وشوهرم قهرکرده اومدیم توماشینکلی قسم خورد که من دیگه پاموخونه ی بابات وخواهرت نمیزارم خوشمم نمیاد بیان ولی جلوی شمارونمیگیرم هروقت خواستین برین بابچه ها اونا بیان پیشتون ولی من نمیخوام ومردنیستم اگه بیام وکلی حرف زدیم باهم ولی هیچ گفت توهم اگه طرف اونایی بروپیششون من که باتومشکلی ندارم گفتم اونا خونواده ی منن یعنی چی

خواهرم دیشب زنگزد بهم کلی پیام داد معذرت خواهی وبه جون بچه هام خودتونم میدونید اصلا منظورم اون نبوده و کلی حرف .من بمیرم توروخدا دلم وایه اونم میسوزه و شوهرمم یه طرف موندم چکارکنم گفتم ببخش خواهرم چکارکنم قهرکرده انتظار نداشتم تصلا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اوف متنفرم از این جور چیزا ولش کن بذار یکم آروم بشهبعد به خواهرت و... بگو باهاش حرف بزنن توام در عوض اینکه اون میاد خونه مادرت تو ام برو خونه مادرش 

 از اینکه نفس میکشم متنفرم :) 🙂.           
یه مدت بهش زمان بده  الان بحث کردن فایده ای نداره  تا حدی بهش حق بده و ارومش کن تا احساس ...

بهش گفتم عزیزم شما دوتا از مهمترین ادمای زندگیمین برام تو اولویتین سختمه مقابل هم باشین میخوام مث قبلنا کنارهم باشین دوستون دارم حیفه زندگی من یعنی شماها کس وکار من فقط تو وبچه هامین با مامان بابام وخواهرم به خاطر من کوتاه بیا ولی هیچچ قسمهایی خورد دیشب دارم سکته میکنم

بهش گفتم عزیزم شما دوتا از مهمترین ادمای زندگیمین برام تو اولویتین سختمه مقابل هم باشین میخوام مث قب ...

خوب میگم که ول کن الان 

یه مدت اصلا در موردش صحبت نکن 

زمان درستش می کنه 

بعد یه روز که حالتون خوب بود باهاش حرف بزن 

الان غرورش جریحه دار شده 

پلاچ بازی جواب نمیده

اوف متنفرم از این جور چیزا ولش کن بذار یکم آروم بشهبعد به خواهرت و... بگو باهاش حرف بزنن توام در عوض ...

خیلی بدم میاد بهشم گفتم همیشه ازاینجور چیزامتنفربودم ومیترسیدم که بسرم اومد اخرشم نمیدونم چرااینقدر حساس شده بهشون .

ما کلا با خونوادش رفت وامد کمتر داریم من میخوام ها شوهرم نمیخواد البته مامانش فوت کرده میگه اولویت من تو وبچه هامین هروقت هرکس یه حرف کوچیک زد بی احترامی کرد مقابل همشون وایمیستم وطرف توام ولی تو طرف اونایی‌.اینم بگم باخواهرم ومامانم خیلییی رفت وامد داریم باهم هرجامیریم

خوب میگم که ول کن الان  یه مدت اصلا در موردش صحبت نکن  زمان درستش می کنه  بعد یه ر ...

عه من متاسفانه زیاد دربارش حرف زدم حتی اولش اعصابم خورد شد که قسم خورد رفت وامد نمیکنه گفتم پس منم ببر بزار خونه ی بابام.اومدیم اون دیگه حرفشو نزد بغلم کرد بوسید ونوازش وخواست بخوابیم من همش میگفتم کاش بمیرم وخلاص بشم اینو نمیدیدم واینا.خواهرمم میخواد امروز باهاش حرف بزنه 

عه من متاسفانه زیاد دربارش حرف زدم حتی اولش اعصابم خورد شد که قسم خورد رفت وامد نمیکنه گفتم پس منم ب ...

خواهرت حرف بزنه 

ولی خودت یه مدت پشتش نیار 

مگر اینکه شوهرت خودش بخواد در موردش حرف بزنه

ن دلم دردمیکنه یه جوریم حس میکنم قلبم میخواد بزنه بیرون حال عجیبی دارم

منم. گاهی این. ری میشم همراه باسردرد اگه چایی کوهی داری دم کن بخور یه کم آب و غذا بخور

 از اینکه نفس میکشم متنفرم :) 🙂.           
خواهرت حرف بزنه  ولی خودت یه مدت پشتش نیار  مگر اینکه شوهرت خودش بخواد در موردش حرف بزنه

باشه مجبورم دیگه .قراربود فردا باهم بریم بیرون پیکنیک😪

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز