نه سرنوشت متفاوتی داشتن سگم مامانش مرده بود تو روستا بود این تنها بود آوردمش چند مدت پیشم بزرگ شد برگردونمش روستا بچه دار شده بود خیلی هم وحشی و بزرگ بود هیچ کس جرئت نمیکرد بیاد سمتش فقط با من خوب بود می اومد تو بغلم 🥺🥺🥺خیلی روزای خوبی داشتیم بهش سر می زدم چند مدت یه بار
چند مدت بود بابام نمی برد منو روستا بالاخره از زیر زبونش کشیدم که تصادف کرده با ماشین مرده یه ماه کارم شده بود گریه 🥲🥲🥲😭