سلام ازدیشبه فکرم خیلی درگیره و نخوابیدم...همسرم مشکوک میزنه بعضی شبا دیر میاد بعضی شباهم دیروقت میره بیرون تا صبح و میگه ماشین رفیقم خراب شده بود یا بهونه های مختلف دیگه...خونمون خط تلفن نداره و از قصد برای من شارژ نمیگیره ک بهش زنگ نزنم.بسته اینترنت هم با خط خودش برام میگیره که سرگرم باشم و مزاحمش نشم...خونه که میاد فقط فیلم میبینه یا خوابه..بیرون که میره خیلی به خودش میرسه...ماشین دوستشو گرفته که روش کار کنه ولی بهونه ای هست براش که دنبال کار دائم و با بیمه و بازنشستگی و ...نره.براش مهم نیست من و بچه کوچیکمون تو خونه چکارمیکنیم و چی میخوریم...خرید نمیکنه و وقتی بهش میگم شام چی درست کنم میگه هرچی بلدی...شما وقتی چیزی تو خونتون نباشه چی بلدین درست کنین؟خودتون رو برای یه لحظه بذارین جای من چه عکس العملی نشون میدین؟تازگیا اینطوری شده.قبلا خیانت میکرد ولی با ما هم خوب بود...دلم پر بود خواستم درد دل کنم...امیدوارم با این تاپیک مورد تمسخر و ...قرار نگیرم...این روزا حال دلم اصلا خوب نیست...میخوام خودم برم سرکار که دستم تو جیب خودم باشه مستقل بشم و از روی بچه ام خجالت نکشم ولی اجازه نمیده...البته خیلی از مشکلات دیگه اش رو نمیتونم اینجا بگم...فقط بگم اعتیاد داشت؛به من گفتن اعتیاد به قرص داره...چندروزی کمپ ترک اعتیاد بود ولی هنوزم بهش مشکوکم.خانواده ام هم حمایت نمیکنن که جدا بشم...نظراتتون رو میخونم🙏🌹
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منهم جداشدم باسه تا بچه بعدازهشت سال که خودم حصانتشون به عهدگرفتم مجبورشدم با این گرونی وبی سرپناهی دوباره سرپرستیشون وبدم به پدرشون واقعا هم من رنج میکشم هم بچهام دربه دردنبالکاروسرپناهم که دوباره بچهام بیان پیش خودم ازخدامیخوام کمکت کنه تا کاری وسرپناهی پیدانکردی جدانشوخواهش میکنم که مشکلاتت صدبرابرمیشه خواهرگلم