2777
2789
عنوان

با شوهرم دعوا کردم

402 بازدید | 41 پست

دیروز اومده بهم میگه ک تو ب مادر من گفتی ک ب من زنگ نزن 

منم ک از هیچی خبر ندارم این حرفم اصلا نزدم میگم من نگفتم میگه من ب هیچ کدومتون حرفاتون رو باور ندارم هستین بقیش بگم 

بگگو

من از دیوانه ها دیدم ، هزاران عاقل مرده !•~•                                                                                                           خدایا همیشه هوامو داشته باش ❤                                    

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بودم ولی چون کامل ننوشتی میرم

وقتی برای تاپیک شما نظر میدیم و راهنماییتون می‌کنیم،لایک کردن شما نشانه شعور شماست که “ممنونم از زمانیکه در اختیارم گذاشتید”….اینجا به هیچ عنوان جای درد و دل و مشورت گرفتن برای مسائل مهم زندگی مشترک نیست… لطفا به هیچ عنوان براساس نظرات کاربران با سنهای پایین و فرهنگ های مختلف تصمیم های جدی نگیرید…☘️

اری بگو


اقایون لایک و ریپلای نکنند❌❌⛔⛔                       تاپیکای عکس لطفا منو تگ کنید مهربونا 😍😍شانس ندارم همیشه دیر میرسم.                                           خدایا خودت به خاطر عظمتت نسل هر چی مرد خیانتکاره از روی زمین محو کن🤨            

حسابی پرش کردن  دیگه

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...

میگم اگ من دروغ بگم من تا فردا زنده نباشم اگ مادرت دروغ بگه ک میگه اون تا فردا زنده نباشه 

این سومین بارش ک تهمت میزنع 

بعدش رفته بیرون اومده میگه حاضر شو بریم خونه مادرم منم گفتم ک تو چجور انتظار داری من با خوش دل بیام خونه مادرت

منم گفتم تو خودت خوب میدونی ک مادرت دروغ گفته میترسی دروغش فاش شه ضایع شه 

حالا رفتیم شب فهمیدیم ک جاریم ک کارشون توی دادگاه بود و ی درس حسابی ب اینا داد بعدش برادرشوهرم خر کرده اومده خونش 

ک اینا کلن دیوونه شدن 


شوهرم اونجا مثلا داره ب من میشنوونه ک زن اگ پاش از خونه گزاش بیرون ب خاطر ترک خونه باید طلاقش داد زن کارش افتاد دادگاه پله های دادگاه رفت بالا باید طلاقش داد پدرشوهرمم باهاش هم صحبت شده 

دیگه نمیگن دختر خودشون دادگاه الان چرا پس طلاقش نداد شوهرش 

بعدش اومدیم خونه امروز رفته سر کار اومده ناهار انگار ک دعوا یخواد برگشته میگه رفتی ب مادرت گفتی 

چقدر دهن بین و خودشیفته:/

‏‏كن معنا يا الله، لأنك الوحيد الذي يشعر بنا ويهتم بأمرنا ويدرك كل مافينا.خدایا در کنار ما باش، چون تو تنها کسی هستی که احساس ما را درک می‌کند و به ما توجه می‌کند و از هرآنچه درون ماست با خبر است ♥️

منم گفتم چیو باید میگفتم 

شوهرم برگشته میگه خبرای تازه 

منم گفتم بی ابرو شدنتون رو باید میگفتم 

برگشته میگه چرا رفتی ب مادربزرگت گفتی شوهر من بیرون خوبه خونه بده 

منم گفتم مگ دروغ گفتم الان مثلا تو خوبی برام برگشته بهم میگ ک دیدی جاریت گوه خورد اومد تو هم همینطور زن هیچ غلطی نمیتونه بکنه 

منم برگشتم گفتم تقصیر شما نیس شما خانواده ای  بی آبرو هستین 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز