من الان ی ساله ک عقد کردم...خیلی بیش از حد ب شوهرموابستم..اونم همینطور..تو این ی سال ی شبم بدونه هم نخوابیدیم..همش خونه ی ما بودیم یا خونه ی اونا...سره ی جریاناتی من با مادر شوهرم بحثم شد الانم اشتی کردیم ینی رفتم دست بوسیشو مشکل حل شد...اما چون دیه حتی بم زنگ نزد سراغمو بگیره من نمیرماونجا..الان ی هفتس خونه بابامیم...بابام از شوهرم ب هیچ وجه خوشش نمیاد...شوهرم خیلی احترامشو داره..اما بابامم داعما باهاش بد رفتاری میکنه...دیگه امشب رفت خونشون...گف توهم بیا اما من نرفتم...ب نظرتونبرم فردا پیشش؟؟؟الان چن ساعته ک رفته اما دلمخیلی خیلی گرفته اصن نمیتونم بخوابم بدونه اون...برم فردا خونشون ی چن روز؟؟؟یا فقد برم ی سر بهش بزنم؟؟؟..اینم بگم ک اکروز رفته بود خونشون مامانش گفته بود پ چرا زنتو نیاوردی ولی خب انتظار داشتم ی زنگ ب خودم بزنه...حالا من چیکار کنم؟؟