🌠در این صحرای بی خوابی مرا آرامشی باید
🌠نگاهـم رو به آیینه که شاید قاصـدی آید
🌠در این غوغای تـنهایی شکسـته صوت غم هایم
🌠دوباره ساز می سازد ، جنون از تار تنهایم
🌠کسی دوران خوابم نیست کنون بیدار بیدارم
🌠طبیبی مدعی بودن چه سود آنگه که بیمارم
🌑مصطفی گلگون🌑