وقتی شش ماه پیش بعد از اون همه التماسش برای ازدواج رفت البته ممکن بود خودمم جوابم منفی باشه...هر شب اینجا مینوشتم دلم خوش میشد بعضی میگفتن بر میگرده...الان دیگه گورشم کنده عکس زنشم دو سه ماهه اینستاگذاشته و من اصلا بزام مهم نیست...یعنی فقط به غروب خیره شدم...با این سن و سالش ادای بچه ها...ادم به همه چی عادت میکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.