خواهرم عاشق شده به کسی نگفت فقط به من گبت ۱۷ سالشه چندوقتیه میره کلاس زبان روسی حدود ۱ونیم سال هست شایدم ۲ سال دقیق نمیدونم کی شروع کرد اما خانم عاشق شده و ماهم هیچ کدوم نمیدونستیم ☹️پریروز اومد ازم قول گرفت به کسی چیزی نگم منم گفتم باشه گفت بهش کمک کنم قصشو شروع کرد به تعریف کردن که بله خانم از معلم زبانشون خوشش اومده معلم زبانشون یه پسر قد بلند مو طلایی بود فارسیرم خوب حرف میزد اما لهجه داشت بخدا نمیدونم چی شده این خواهر گیجول من عاشقش شده من پسررو پارسال دیده بودم تو بیمارستان!خواهرمیگه اولش یه حس مبهم داشتم نسبت بهش اول اولش که میگه با دوستام لهجشو مسخره میکردیم که کم کم سر کلاساش اونقدر بهش دقت میکردم که یهو به خودم میاومدم میدیدم میخواد از من درس بپرسه اسممو ۵بار صدا کرده نشنیدم! خونواده ی ما ازین سنتیان،خواهرمم میگه از ترس بابا و بابا جون نتونستم به معلممون بگم دوسشدارم میگذره میگذره تا اینکه استادشون از آموزشگاه کلا میره ! یه معلم جدید میاد یه خانم جوون خواهر منم خیلی پیگیر بوده ببینه چرا استاده از آموزشگاه رفته که موفق نمیشه ! و تا امروز داغ اون احساس بچگونه مونده رو دلش اومده ازم میخواد که کمکش کنم اون پسررو پیدا کنه 😶من تو بیمارستان کمک تو آزمایشگاه کار میکنم پسررو چند بار دیدم اومده آزمایش خون داده و رفته آخرین بار یه ماه پیش اومد موندم به خواهرگیجولم بگم که اتفاقی پسررو دیدم یا نه؟ یه چیزی سر هم کنم بگم از سرش بی افته این پسره ؟!من اسم این احساس بچگونرو به شخصه عشق نمیزارم نمیدونمم آخر عاقبتش چیه !فقط موندم کمکش کنم بهش برسه یا نه؟ درضمن پسره ازین ۱۰سالم بزرگتره.کمکش کنم گفتم از شما ک با تجربه این مشورت بگیرم 🤔🤔🤔🤔