من یه دختر32 ساله هستم که همیشه دوست داشتم که سنم که هنوز جون هست زير30 سالمه ازدواج کنم اونم با یه آدم خوب ولی به هر دلایلی نشد موقعیتش برام پیش نیومد الان که 32سالمه دیگ خیلی کم خواستگار دارم ولی منم دوس دارم ازدواج کنم یه همدم، همراه داشته باشم دوست داشتم سرخونه زندگی خودم بودم ولی وقتی نیست منم افسرده شدم حوصله هیچکاری، هیچکسیو ندارم بهونه گیر، بداخلاق شدم چون دوس ندارم تو سن بالا ازدواج کنم دیگ چون تا الان جوونی باید ازدواج میکردیم شوق، ذوق حوصله داشتیم سنم که بره بالا اگ ازدواج کردم دیگ حتی نمیخوام بچه بیارم چون اونموقع حوصلم واسه بچه داری، بچه بزرگ کردن کم شده
الان متاهلا نیاید بگید کاش جا توبودیم مجرد بودیم