2821
2789

من قبل ازدواج تو گوشی شوهرم (پسرخاله مامانمه) اسم یکیو دیدم ک زنگ میزد و میرف بیرون حرف میزد حتی پیامایی ک بالای صفحه گوشیش میومد دیدم

حس زنونم میگف دختره ها

پرسیدم گف باغبونه ی پیرمرده

بعد ی مدت بهش گفتم شمارشو حفظ کردم پروفایلشو دیدم، گف دختر عمه م بود میخواس باهام دوس شه ولی من نمیخوام و گف بلاکش کردم.

تا اینجا هنوز ازدواج نکرده بودیم.

امشب یعنی دیشب تو جاده هم بودیم هی حرف کشید ب گذشته ها (الان ۲ سال و نیمه تقریبا ک ازدواج کردیم)

گفتم آمار اونو درآوردم دختر عمه ای ب اون اسم نداری و... ‌

گف بهت میگم ولی سو استفاده نکن

خلاصه گفت و گفت

ی‌ دختر اپن تو جمع مشروب دوستاش آشنا شدن، تو مستی باهم بودن تو ی شب دوبار، ی بار ب خواست خودش ی بار بخواست اون دختره.

بعدشم این ماجرا هی تکرار شده ب خواست هردو ولی فقط برای هوس و اینا بدون احساس

تا اینکه میگه از دوران نامزدیمون (عقد ن ها)

دیگه تمومش کرده.

منم ادای روشن فکرارو درآوردم گفتم‌مرسی بهم گفتی و البته حس زنونم میگف ی همچین چیزیه.

واقعا هم میدونستم و حدس میزدم اما تایید از طرف اون حالمو بد کرد

الان حالم از فضولی خودم بهم میخوره

اه کاش تو حماقت خودم میموندم،

تروحدا فضولی نکنید حال خودمون میریزه بهم😭😭

چیکار کنم حالم خوب بشه اه اه اه

سرزنش نکنید حودم میدونم اشتباه کردم دلداری بدین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.


من خودم مجردم...ولی همیشه گفتم خوشگل ترین باغچه رو هم بیل بزنی توش یک کرم پیدا میشه!

گذشته تمام شده رفته اسمش روشه گذشته....زمان حال و اینده مهمه!

گذشته تا زمانی که به اینده و حال اسیب نزنه مهم نیست!

هر انسانی گذشته داره قطعا!

بعضیا از دختر پسرهای جوان و درک نمیکنم که میگن من حتما باید ادم اول زندگی طرفم باشه ام خنده داره!

چه جوری از یک دختر 25 ساله یا یک پسر انتظار دارید نیمی از زندگیش و بدون یار گذرونده باشه در انتظار شما!

نگاه کردن به گذشته و غرق شدن در اون فقط اینده رو نابود میکنه!

با کلی وصله روی بالم هنوز بلند پروازم!✨ 

استارتر عزیز 

اینکه آدم نخواد گذشته ی کسی رو حالا همسر ، مهم نیست ، کنکاش کنه حماقت نیست که فرمودید توی حماقت خودم میموندم

همسرم چند بار خواستن از گذشته شون بگن من نخواستم 

البته روز خاستگاری کمی گفتن ولی اصلا برام مهم نبود 

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 

همسر من یه دختری به اسم آذین دوست داشت ولی به هر دلیلی نشده بهم برسن الان من زنشم و آدینی وجود نداره منو الان دوست داره منم دوسش دارم فرض بر این گذاشتم اذین زن سابقش بوده که الان دیگه نیست مرده

اينكه خوبه من عقد كردم قبل عقد به خودم گفتم من مطمئنم شوهرم قبل ازدواج هر گوهي خورده پس در موردش تحقيق نكن. اينقدر فضولي كردم وقتي ديدم چندين بار سك.س داشته  اولش ازش بدم اومد ولي بعدش گفتم الان اگه با اين حس مقابله نكنم نميتونم زندگي كنم. يه جورايي كنار اومدم چون خودمم دختر پيامبر نبودم

خدايا 😔 

منم راستش دلم نمیخواد از گذشته به کسی چیزی بگم

ولی بدون این دنیا طوریه فلان کارو نکنی فلان چیزو سرت میارن خودم خیلی گذشت تا به این حرف برسم

حالا دیگه ازاین به بعدش مهمه حواست باشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز