2789

خسته بودم از اینکه برای چشم های او تفاوتی با دیوار نداشتم

هر روز زندگی من شده بود همین

او ساعت ۱۰ به خانه می آمد و تمام زمان را صرف گوشی و تلویزیون میکرد

تلاش های من برای دیده شدن خیلی پیش پا افتاده و بی اثر بود

دیگر زده بودم به سیم اخر

دعوایمان میشد شروع میکردم شکستن ظرف ها

گاهی ناخن میکشیدمش

و از همین دیوانه بازی ها

اما این اواخر وقتی توی جاده دعوایمان شد

تهدیدش کردم 

گفتم گوشی را پرت میکنم بیرون از ماشین

گوشی در مرز ماشین و آسفالت در دستم معلق ماند

بی هوا چشمانم پر از اشک شد

میخواستم بگویم 

عزیز من

باور کن تمام این دیوانه بازی ها

فقط فریادهای گفته شده و نشنیده شده ی من 

برای دیده شدن است

اما نگفتم

گوشی را برگرداندنم توی دستانش

بغضم را خفه کردم

و همینطور دخترک بی پناه عاشق درونم را

از آن روز به بعد نه توجهی خواستم 

و نه علاقه ای

فقط گوشه دنج اتاقم شده بود 

تمام خواسته ی من از خانه ی او.

گیسوی کمند تو در باد پرچم آزادگیمان خواهد بود🕊🌱 اینجا دوباره کربلاست اهل کوفه از اهل حسین جداست🤍

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



مثل من، نمیدونم قصد مردا از این بی توجهی ها چیه

سعی کن محتاج توجه نباشی

گیسوی کمند تو در باد پرچم آزادگیمان خواهد بود🕊🌱 اینجا دوباره کربلاست اهل کوفه از اهل حسین جداست🤍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز