2777
2789
عنوان

درد دل ☹️

141 بازدید | 10 پست

توی تاپیک قبلی نوشتم که خواهر شوهرم اصلا رعایت نمیکنه و مریض بود اومد خونه ی ما الان منم گرفتگی گلو و سرفه دارم، بچه هم شیر میدم. 

یسری گفتن به شوهرت بگو منم گفتم بیاید بگم چی شد ☹️

❤️❤️❤️

به شوهرم گفتم یه زنگ بزن حال خواهرت بپرس اگه حال اون بهتر باشه پس ایشالا چیزی نبوده و منم چیزیم نمیشه.... اونم زنگ زده بود نمیدونم چی گفته بود که مادرشوهرم زنگ زد به من یه حرفایی زد که دلم شکست. 


❤️❤️❤️

برگشته به من میگه این شوهرت کدوم دانشگاه رفته یکم ادب نداره 😬 والا وقتی دانشگاه میرفت پسر ایشون بود نه شوهر من 😬

بعد برگشته میگه شوهرت میگه خونه ی ما نیاید زن منو مریض کردید، یا رعایت کنید یا خونه ما نیاید! 

منم هیچی نمیگفتم، برگشت گفت دخترمو آوردم دکتر گفته حساسیت فصلیه، واسش سرم نوشته و داروهای ضد حساسیت داده، 

خوبه حالا ما میایم خونتون بریز و بپاشی هم نمی‌کنیم که به خانوم سخت نگذره 🤐😐

❤️❤️❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حالا از فردای عروسیم تقریبا یه روز درمیون خونه ی مان، منم از وقتی ازدواج کردم یا حامله بودم یا بچه کوچیک داشتم ، ولی در حد توانم ازشون پذیرایی کردم 

❤️❤️❤️

من هیچی جواب حرفاشو ندادم، فقط گفتم حالا بعد صحبت میکنیم الان بچم گریه میکنه 

برگشته میگه شوهرت دو ماهه منو بلاک کرده، یکم ادب داشته باشید 😐

خب من اصن در جریان نبودم، بعدم مگه شوهر من پسر ایشون نیست؟! 🤔 شک کردم سرراهی باشه😜

❤️❤️❤️

حالا نمیدونم چه رفتاری کنم و چه حرفی بزنم؟! از این حجم عصبانیت و خشم توی کلامش تعجب کردم، تا به حال کوچکترین بی احترامی بهش نکردم. یه جوری صحبت میکنه انگار من شوهرمو تربیت کردم، انگار اون عروسه من مادرشوهر 

❤️❤️❤️
با همسرت حرف بزن واقعا رفتارش زشت بوده

چنبار گفتم خیلی زبون تلخی داری، ولی اونا خودشون بیشتر پسرشون می‌شناسن، از اول همین بود، تازه بدتر بود الان خیلی بهتر شده

❤️❤️❤️
چنبار گفتم خیلی زبون تلخی داری، ولی اونا خودشون بیشتر پسرشون می‌شناسن، از اول همین بود، تازه بدتر بو ...

حالا ک همسرت زبون تلخی داره حداقل شما خوش صحبت و خوش رو باشین و یه جوری مدیریت کنید 

دایی منم زیاد اهل دعوا با خواهر برادره همیشه زنداییم واسطه میشه برا آشتی و هزار بارم از داییم خواسته با خانوادش تلخی نکنه انقدرم تو فامیل دوسش دارن و بخاطره زنداییم همه به داییم احترام میزارن

فقط خدا و دیگر هیچ ....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792