سلام
با بخشی از حرفهاتون موافقم. اگر خودمون رو انسان عاقل و بالغی برای ازدواج میدونیم، پس همه تصمیمات ما باید عاقلانه و بالغانه باشن؛ یعنی حقوقمون رو بشناسیم و بهقدر متعارف ازشون استفاده کنیم یا استفاده از اونها رو برای اینده تضمین کنیم.
خب به نظرم خوبه که ما هم بهعنوان خانم اجازه داشته باشیم درباره سرنوشت ازدواجمون تصمیم بگیریم و «حق انتخاب داشته باشیم»
به خاطر همین با درج شرط وکالت در طلاق موافقم و به نظرم خانمی که این وکالت رو داره باید درمورد مهریه متعادلتر رفتار کنه. چون هم حقوق غیرمالی داره هم حقوق مالی (مثال: وکالت در طلاق به همراه ۱۰۰ سکه به جای مهریه سکه بهار ازادی به عدد سال تولد)
درباره اون ماجرای سلب حق هم که توی پست اول نوشتم: ببینید تصور کنید ما به وکیلمون میگیم برو فلان کار رو انجام بده. تو رو وکیل خودم میکنم در فروش این خونه مشخص. معناش این نیست که فقط اون وکیل میتونه خونه رو بفروشه. بلکه خودمون (موکل) هم همچنان حق فروش داریم و حقمون سلب نمیشه.
وکالت در طلاق هم همینه. درسته که اقا به خانم وکالت در طلاق میده. اما حق خودش برای طلاقدادن همچنان محفوظه.
و در واقع خانم، فقط از وکالتی که شوهر بهش داده استفاده میکنه
البته وکالت در طلاق نیاز به ثبت رسمی داره و شرطکردنش بهتنهایی توی قباله ازدواج کافی نیست و اثری نداره.