من چن روز بهش غذا دادم.انگار حاملست.خیییلی ترسوعه.بعد چن بار که گذاشتم فهمیدم همسایمون که صاحب خونمون میشه هی میبره میندازه سطل آشغال.امروزم به بابام زنگ زده گفته دیگه غذا ندین به گربه.لجم گرفته الان
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب گلم غذا رو مگه تو ساختمون میزاری تو راه پله؟ اینطوری ممکنه تو ساختمون کثیف کاری کنه بهتره تو حیاط بزاری و محوطه بیرون
دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون میبرد آخ که چه آرامشیییییی