سلام اول بگم ک ایدیم:گناه نداره ک گربه هست تو نظرات اینو دیگ نپرسید
بگید اخه من چیکار کنمممم
امروز عمم اینا اومدن خون دوتا پسر بیشعور داره با ی دختر شوهرشم ک خیلی واقن بیشعوره
اومدن خونمون(ما اپارتمان نشینیم)بعد زنگ پایینو نزده اومدن دمه دار ماغم بدون امادگی داشتیم میدوییدم ک وسایل رو اماده کنیم
بعد ک اومدن تو مثله ارباب ها نشستن رو مبلا و لم داد ب شکل خیلی بی ادبانه ای و پاشونو انداختن رو پاشون
داشتم بهشون میوه تعارف میکردم از هر میوه ای بدون تعارف برداشتن حالا اون هیچی اشفالشو میریختن رو میز اجیل بهشون تعارف کردم جدا میکردن بر میداشتن بعد اشغالشو میریختن زمین یکس از پسراشون 28 سالشه یکیش ۳۱ اینا واقن با این سنشون خجالت نمیکشن الان همسنایه اینا زندگی میگردونن بعد اینا مثله گاو اشغالاشون میریزن رو زمین ما باید خم شیم جم کنیم پوست تخمه هاشونو از رو میز و فرش
نوقا خریده بودیم گذاشته بودیم تو ظرف مثله ندید بدیدا نصفش کرده بودن
اینقدم بیشعورن احترام ب بزرگتر ک بابایه من حالیشون نمیشه سلامم نمیدن بعد بابایه من بهشون هی رو میده هی بیشتر میوه میذاره واسشون
سه ساعت موندن اینقد موندن ک مجبور شدیم شام بذاریم.بعد تا دیدن شام تقریبا حاظره گفتن وای ن ن ما میریم مهمون داریم بعد بایام با زور نشوندشون شامم عین گاو خوردن بابام اینصدررر مرف گذاشته بود بیرون ک واسه شیش وعدمون میشد اخرش منو مامانم ی تیکه کم مرغ رسید استخوناشم بجایه اینکه تو ظرف مخصوص بذارن ریختن تو سفره من مجبور شدم جمعشون کنم اینقدم برنج ریختن ک نخوردن گناه شد
اخه اینا هیچی چرا بابام اینقد بهشون بها میده اخه من ب بابام چی بگم.اونقدم پشت سر ما و بابام مخصوصا حرف میزنن بابام بیشتر ب اونا اهمیت میده.دو سال قبل خاهر کوچیکم دو تا شکلات برداشت بجا یکی رفتن همجا گفت نذر خاهرم چقدر بی ادبه چقدر پر خوره شکلاتلمونو تموم کرد
دیگه موندم چیکار کنم