مریض نیستم, حالم خوبه. اما حس میکنم مرگم نزدیکه. یه خواب دیدم و چون خواب های من معمولا تعبیرهای دقیقی دارند, فکر میکنم باید برای مرگ آماده بشم.
یه وبلاگ دارم که توش برای پسرهام کلی درد و دل کردم و حرف زدم. آدرسش رو دادم به دوست مجازیم و شماره رو هم دادم و گفتم اگه یکسال گذشت و به روز نکردم, با خواهرم تماس بگیره و اگر متوجه شد مرده ام, اون آدرس وبلاگ رو بده بهش تا بره و برای پسرها نگه داره و وقتی بزرگ شدن بده بهشون.
یه قبر هم باید بخرم. و چیزهایی که لازم میشه برای دفن
رمز کارت ها رو دادم تا به پول ها دسترسی داشته باشن.
واسه مردن آماده شدن خیلی سخته.