2777
2789

سلام خوبید شبتون بخیر یه لحظه یاد فردا شب افتادم غم عالم نشست تو دلم من با خانواده ی همسرم یه ساختمون زندگی میکنم طبقه هامون با هم فرق دارن

همسرم رفته ماموریت و یه ماه دیگه میاد انشالله

حالا من الان چند روزه خونه ی مادرمم اما بخاطر فردا که روز پدر باید برگردم خونه ی مادرشوهرم اینا

من همیشه همسرم شبا دیر میاد و همیشه تنها هستم با بچم مادرشوهرم و جاریم و بچش وقت و بی وقت مزاحمم میشن مثلا ۱۲/30شب که من با بدبختی بچه رو خوابوندم مادرشوهرم میاد در میزنه تا درو باز نکنی بیخیال نمیشه در دیر باز کنی میگه خواب بودی؟

پسرم اومده؟

امار مارو از رو کفشام که تو جا کفشی هست یا نه میگیره حالا دقیقا همون شب جاریم ۱۲/۳۰زنگ زده بود ادویه میخواست منم فرصت غنیمت دیدم گفتم مامان فلانی خونشون انگار ساعت نداره اخه چرا این ساعت که بچم خوابه باید زنگ بزنه و....به روی خودش نمیاورد میگفت خب جوابشو نده من منظورم به خودش بود که این تایم از شب،وقت شب نشینی نیست یه ساعت،یه ساعت و نیم نشست دید پسرش نمیاد پاشد رفت منو دخترمم تا صبح تنها بودیم

اما حالا که همسرم نیست جای منو میندازن اتاق خواب حتی میخوام برم خونمون باهام میان که تنها نباشم من اصلا نمیترسم و اینکه خونشون معذبم از درد معذب بودنم اومدم خونه ی مامانم اما باید برم خونه ام و خونه تکونی کنم حالا من هر چی میگم خونم راحتم شبا و نمیترسم میگن نه تنها نمون حتی میخوام برم بیرون باید بهشون جواب پس بدم همه جوره چک میکنم بخدا تا حالا کاری ام نکردم که شما فکر کنید بهم شک دارن و‌‌‌‌....

من چطور نه بگم مغزم کار نمیکنه

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

سلام عزیزم متاسفانه منم ازاین مشکلات داشتم فقط بایدرونه گفتنای خودت کارکنی وگرنه کلات پس معرکه س

من نزدیک ۲۰ساله تازه متوجه شدم که مجبورنیستم به هرکسی جواب پس بدم فقط بایدخودم باشم همین

زندگی رو دوست دارم باهمسروبچه هام  

عین من مادرشوهرمن حتی وقتی شوهرمم خونست زنگ میزنه که چرا تنها موندین بیاین اینجا وقتی هم که شوهرم خونه نیست میگن چرا تنهایی بیا اینجا بمون برای منم عذاب اور و کابوس که شوهرم شب نیاد خونه

تازه بهم میگفت من چون خونه تکونی دارم تو نوه های دخترمی نگه دار تا دخترم کمکم کنه 

منم فردا اگه روز پدر بود برنمیگشتم خونمون 

حالا من بچه کوچیک دارم از کسی توقع کمک ندارم اما پارسال خواهرم اومد کمکم امسال گفتم خودم انجام بدم اما چون تنها ام فقط خواهرم بیاد خونمون تا تنها نباشم اونم همسرمم پروعه میگم با بچه خونه تکونی سختمه میگه پس خواهرت چیکارست کمکت کنه

حالا به مامانم میگم همسرم این حرف زده شاکی ام کاش به یه خانمی بگم بیاد کمکم مامانم میگه با خانواده ی شوهری که تو داری حتما میذارنم بیاد خودت برنامه ریزی کن هر روز یه کابینت و کمد تمیز کن تموم بشه

یکم باید پرو بشی چاره ای نیست اخم و تخم کن تو خودت نریز ناراحتیتو کامل بروز بده که دیگه نتونن خودشونو بزنن به اون راه

به همسرت گفتی بگه یا همکاری نمیکنه؟ البته ادم باید خودش روابطو مدیریت کنه من خوشم نمیاد زنا میخوان پشت مرد قایم شن مرد هم کاری پیش نمیبره میشینن حرص میخورن

لطفا درخواست دوستی ندید

زنگ درو خراب کن تلفنو بکش در زد هم چندبار اذیتشو تحمل کن ولی باز نکن یه بار بگو حموم بودم یه بار بگو سردرد داشتم یه بار بگو خواب رودم متوجه نشدم انقد از این حرفا بزن تا بلاخره یه روز از رو بره البته با روی خوش هم نگو نشون بده که مزاحمن

لطفا درخواست دوستی ندید
بخدا همین فکر رو کردم به مامانم میگم برم بشینم تو خونم در خونه ام قفل کنم بگم کرونا گرفتم مامانم میگ ...

بگو علايم مشكوك دارم،دكتر گفته تا چند روز به كسى نزديك نشو تا مطمين بشى كرونا نيست! بعد هم بگو سرماخوردگى بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز