2777
2789
عنوان

خیلی کم حرفم

132 بازدید | 9 پست

خیلی کم حرفم با مادر شوهرم اینا باهم زندگی میکنیم وختی بامادرشوهرم میشینم اصلا حرف نمیزنم یا خیلی کم حرف میزنم تو جمعشون خیلی ساکتم بعضی وختا جواب نیشو کنایه هاشونم نمیتونم بدم میام بعدش حرصم میگیره گریه میکنم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

دیگه اینم مدل توئه چیکار میتونی بکنی 

بارالها... از کوی تو بیرون نشود پای خیالم، نکند فرق به حالم... چه برانی، چه بخوانی... چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی، در اگر باز نگردد... نروم باز به جایی... پشت دیوار نشینم چو گدایی بر سر راهی، کس به غیر از تو نخواهم... چه بخواهی چه نخواهی... باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی... 

تو خانواده خودم خیلی شاد و پرحرفم با شوهره خودمم همینطور ولی وختی اونجام دخترم که 15 ماهشه نمیتونم قربون صدقش برم باهاش بازی کنم یا حرف بزنم باهاش مادرشوهرمم میگه چون بابچه حرف نمیزنی زبون باز نمیکنه در حالی که این طور نیس فقط جلو اونا اینطوریم

تو بله برون خواهرم اومده بود خونمون واسه همچه خونمون اوومده بود ایراد میگرف مثلا میگف به مامانت بگو فرشاشو عوض کنه کهنه شدن مردم عقلشون به چششونه بالشتاشون اینجوری بود اونجوری بود مادرت اونجوری بود منم از حرصم دیگه عیدی یا شب چله کع ولسه خواهرم اوردن همه رو دعوت کردیم ولی به مادرشوهرم نگفتم،البتع اون روزم که این چیزارو گفته بود رفتم به شوهرم گفتم اونم رف بهش تذکر داد که تو چیکارداری به چیزا اونم فردا ش میگف منظوری نداشتمو این حرفا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز