بچه ها شوهر من الکلیه یه مدت به خاطر گند کاری خودش تو مستی حدودیه ماه نخورد الان باز شروع کرده به مشروب خوردن وقتی ام میخوره اسکل میشه کاملا قاطی میکنه دیروزم اومد مارو به زور برد بیرون بعد مست کرد حتی قدرت تکلم نداشت یه جوری رانندگی میکرد پسر نه سالم از ترس میلرزید نگید چرا سوار ماشین شدی که زورم کرد و مجبور بودم یعنی فقط معجزه خدا بود که رسیدیم خونه مستیش پرید حسابی از خجالتش در اومدیم هیچ وقت نمیزاشتم پسرم متوجه شه ولی خودش دیگه عقلش میرسه گفت بابا نخور میخوری اصلا یه آدم دیگه ای میشی انگار بابا من نیستی خلاصه حرفایی بهش زدیم که سنگم بود آب میشد ! در کمال ناباوری امشب چون غروب پسرم وقت دندون پزشکی داشت مامانمو به زور زنگ زد کشوند اینجا که سر من شلوغ شه به خودم اومدم دیدم تلو تلو میزنه و بازم تا خر خره یواشکی خورده
منم فردا میخوام خونه رو ترک کنم شاید به خودش بیاد خیلی صبوری کردم حفظ ابرو کردم انگار این وقیح تر شده