سلام من واقعا خسته شدم 😭😭 من مامانم نمیزاره هیچ دوستی داشته باشم اصن نمیزاره تا سر کوچه برم هیچ دوستی ندارم تنهایه تنهام شونزده سالمه گوشیم به زور برام خریده من الان حدود چهل روزهه با یه پسر دوستم امروز گفت بیا ببینمت مامانم نمیزاره میگه گوه نخور پسرع بخاطر من از سرکارش اومد خونشون کلی برنامه ریخت ولی اخرش مامانم نزاشت دوستایه دیگم خیلی راحت میرن تو ماشین دوس پسراشون تو خونشون مامانم یه بیرونم نمیزازه من واقعا عقده ی شدم اخه پشت گوشی که همش مسخره بازیه من خیلی بدبختم چیکار کنم مامانم بزاره الان دوستام همه بیرونن مامانم نمیزاره من برم خوشبحال هرکسی که ازاده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
(قلندرتپه) ما انسان بودیم...تا زمانی که،نژاد ارتباطمان را از هم گسست،مذهب جدایمان کرد،سیاست تقسیممان کرد،و ثروت طبقهبندیمان کرد.شاید روزی دوباره انسان شویم.
خب الان چی بگم خوبه؟ اره مادرت فولازرهه و تو زندانی دیوی؟ اینهمه دورو بر، خاطره و داستان و کتاب و فیلم و مرده و زنده ندیدی اخر و عاقبت دوستی خیابونی چیه؟ یا باید گرگ باشی که نخورنت یا خورده میشی. خب چه کاریه مگه ازادی فقط رفاقت با پسراست؟ الان که کروناست همه هم خونه ان برو دنبال هنری درسی رفاقت مفیدی