2777
2789
عنوان

دلتنگم و چاره ای جز سکوت ندارم

872 بازدید | 13 پست

دلت💔براش تنگ شده

اما هیچ کاری نمیتونی بکنی

میری میبینی هنوز بلاکی!

پیاماشو میخونی

میگفت: عاشقتم...همیشه ماله منی...

یهو بغضت میگیره

یهو چشمات گرم میشن

خیسی روی گونت احساس میکنی

بدو میری تو اتاق

چراغو خاموش میکنی

دستتو میگیری جلوی دهنت

فشار میدی تا صدایه

هق هقِ گریه هات بیرون نره

عکساشو میبینی

خاطراتتو به یاد میاری

یادت میاد که چقدر دلت برایِ خنده هاش تنگ شده

برای صداش

برای گرمی دستاش

برایِ اینکه بازم اسمتو با میم مالکیت صدا کنه

چشماتو میبندی تا باز خیالش بیاد تو ذهنت

اما یادت میاد که

وقتی رفت

حتی اجازه ی  خیالش روهم گرفت

دقیقا....منم دلم تنگشه اما دیگ نمیخام پیام بدم....عزت نفسمو نیمخام بیشتر از این اذیت کنم....

دفعه ی اخری بهش گفتم مث یه مرد هوامو داشته باش....فقط یه روز باهام خوب بود...

باز امروز خبری نگرفته...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم میشه برای من ی فال بگیری لطفا،ممنون میشم ازت😞😞خیلی احتیاج دارم بهش

ایشون چه فالی میگیرن شما میدونید؟

دانشجوی ترم اخر پرستاریم و دختر پاییزی زاده فصل پاییزم و عاشق این فصل🍂کاربری گاهی دست خواهرمه

الان دقیقاً تو همین وضعیتم 

از صمیم قلبم میگم حالم به هم میخوره از لحظه ای که دل دادم بهش من ریددددم تو اون ثانیه ای که عاشقش شدم

همونی ام که عاشق هرچی و هرکی  که شد,غرق هرچی و هرکی که شد,شکستنش-زمینش زدن و خنجرشونو تا اعماق قلبش فرو کردن;) همون بچه اولی خانوادم که همه سختگیریا روش امتحان شد-همون بچه زرنگ کلاسم که شاگرد اولی تنهایی به دلم نمیچسبید-همون المپیادی ام که به بغلیش تقلب میداد-همون رفیقه ام که همه واسه منفعت کنارش بودن- همونی که شر و شور بود پر از نشاط و زندگی  بود-همونی ام که زانوهام پر زخم افتادنه قلبم پر درد گول خوردنه مغزم پر تکرار شکستنه...خلاصه که من اونی ام که خواستم خلاص کنم این من خسته رو ولی حتی مرگم منو نخواست:)        من همون بچه پررویی ام که از اون نخواستنه به بعد وایسادم رو پاهای خستم خندیدم با همون درد قلبم و تصمیم گرفتم که بجنگم...من اونی ام که مونده تا تبدیل به کسی بشه که نزاره لطافت دخترا به خشم عشقشون به نفرت و برق نگاهشون به ظلمت نا امیدی تبدیل بشه...  اره رفیق من موندم که خلاف جهت طوفان بدون هیچ همراه ولی با لبای خندان حرکت کنم موندم که اگه قراره یه نفر تغییربده دنیا رو ظلمو بکشه و حقو برپا داره = اون یه نفر من باشم:)                                        حالا که اخر امضامی اینم بدون من همونی ام که خیلی عاشقتم رفیق  کم نیار  بترس ولی شجاع باش  تو ام بمون و بیا و حتی با یه دعا واسه من,کمک کن بشکنیم گردن سرنوشتی که داره واسمون بد مینویسه^^
انشالله خداخودش بهت کمک کنه صبرعاشقی بده

نفرت بدتره:)بین دوتا حس کاملاً متفاوت گیر کردم

استخونام داره خورد میشه:)))

همونی ام که عاشق هرچی و هرکی  که شد,غرق هرچی و هرکی که شد,شکستنش-زمینش زدن و خنجرشونو تا اعماق قلبش فرو کردن;) همون بچه اولی خانوادم که همه سختگیریا روش امتحان شد-همون بچه زرنگ کلاسم که شاگرد اولی تنهایی به دلم نمیچسبید-همون المپیادی ام که به بغلیش تقلب میداد-همون رفیقه ام که همه واسه منفعت کنارش بودن- همونی که شر و شور بود پر از نشاط و زندگی  بود-همونی ام که زانوهام پر زخم افتادنه قلبم پر درد گول خوردنه مغزم پر تکرار شکستنه...خلاصه که من اونی ام که خواستم خلاص کنم این من خسته رو ولی حتی مرگم منو نخواست:)        من همون بچه پررویی ام که از اون نخواستنه به بعد وایسادم رو پاهای خستم خندیدم با همون درد قلبم و تصمیم گرفتم که بجنگم...من اونی ام که مونده تا تبدیل به کسی بشه که نزاره لطافت دخترا به خشم عشقشون به نفرت و برق نگاهشون به ظلمت نا امیدی تبدیل بشه...  اره رفیق من موندم که خلاف جهت طوفان بدون هیچ همراه ولی با لبای خندان حرکت کنم موندم که اگه قراره یه نفر تغییربده دنیا رو ظلمو بکشه و حقو برپا داره = اون یه نفر من باشم:)                                        حالا که اخر امضامی اینم بدون من همونی ام که خیلی عاشقتم رفیق  کم نیار  بترس ولی شجاع باش  تو ام بمون و بیا و حتی با یه دعا واسه من,کمک کن بشکنیم گردن سرنوشتی که داره واسمون بد مینویسه^^
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792