2777
2789
عنوان

چالش عروس خوب بودن

148 بازدید | 8 پست

یه زمانی میگفتن مادرشوهر و همه فراری بودن ومادرشوهر بدترین انسان بود واین حرف نسل ب نسل بین عروس ها چرخید و ب دخترانشون میگفتن مادر شوهر بده و همین نظر منفی الان باعث شده ک زنها ب این نتیجه رسیده اند مادر شوهر خوبی باشند اما همین نظرات باعث شده ک عروسها از اول بخوان میخ خودشون و بکوبن و همه چی برعکس بشه الان باید از عروس ها فرارکرد ........

خواهشاً این چالش را حمایت کنید تا عروس ها هم ب این نتیجه برسند با بدی کردن ب هیچ جایی نمی‌رسند

شاید حداقل توانست روی یک نفر(عروس )تاثیر گذاشت ک دست از خودخواهی و ....بردارد


والا آدم مریض نیست کاری به کارش نداشته باشن اذیتش نکنن کرم بریزه

خدایا هر کسی چه نیک چه بد برای من خواست اول نصیب خودش کن آمین یا رب العالمین... دوست عزیزی که نظرت با من همخونی نداره لطفا ریپلای نکن که بگی خیلی بلدی باشه تو خوب ✋✋.          وزن اولیه 67... وزن فعلی 64... قد 170... وزن هدف62... باشد تنبلی را کنار گذاشته ایده آل شوم😎عضو شدم در بامداد خمار... 

وقتی بدونیم همه ای ما بیشتر از اینکه مادر شوهر و پدر عروس و خواهر داماد و برادر عروس باشیم باید انسان باشیم...........اونوقته که خیلی چیزا برای بهتر شدن تغییر میکنه

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

تا بوده همین بوده .مادشوهرو خواهرشوهر اذیتت میکنن عروس و چون پسره خودشون و نمیبینن فقط عروس میبینن.عروس جز ارامش برای خودش و شوهرش چی مبخواد اخه

وقتی می تونی توقع بخشش داشته باشی که خودت چیزی با ارزش تری و بخشیده باشی....!

والا من خودم عروسم خانواده شوهرم خیلی محترم هستن من توی این چندسال هیچ مشکلی باهاشون نداشتم حتی بیشتراز توقعم بهم احترام گذاشتن..اما جاریم از وقتی عروسشون شده فقط ب شوهرش چسبیده و پسرو کلا از خانواده جدا کرده البته اینم بگم ک توی دوران عقد همش می‌گفت وای وای میگن از هرچی بدت میاد سرت میاد من دوست نداشتم جاری داشته باشم چون ب هم حسادت می‌کنند ومنم گفتم والا چیزی نداری ک بخوام بهت حسادت کنم یع بار در دوران عقد با شوهرش قهر کرد شوهرش ازبس عصبانی بود درددل کرده بود ک ازبس مادرش توی گوشش میگه میگه بهشون رونده خانواده شوهرم حتی بیشتراز من بهش می‌رسیدند چون تازه وارد بودن فقط یه بار خانواده شوهر رو دعوت کردبعداز ازدواج شب بدی نبود بدون هیچ مشکلی .و بعداز اون دیگه ترک خانواده کردن پدر شوهرم نذری براشون برده بود درو باز کرده بود وقتی فهمیده بود کیه درو بسته بود ....الان برادر شوهر کوچکم ک قصد داشت نامزدی کنه با دیدن این ترسیده شده ک نکنه همه عروسهای جدید مثل هم باشن

تا بوده همین بوده .مادشوهرو خواهرشوهر اذیتت میکنن عروس و چون پسره خودشون و نمیبینن فقط عروس میبینن.ع ...

هر کسی آرامش خودش و میخواد اما نه اینکه آرامش و فقط در این ببینه ک همسرش بشه بنده و برده خودش و مادرش اما ب اجبار و تهدید مهریه پسرو مجبور کنه قید خانوادشون و بزنه

هر کسی آرامش خودش و میخواد اما نه اینکه آرامش و فقط در این ببینه ک همسرش بشه بنده و برده خودش و مادر ...

ببخشید .من چون خودم حیلی عذاب کشیدم و مسببه همه یبدبختیام بودن .هیچ جوره نمیتونم قبول کنم مقصر عروس باشه.حتما چیزی این وسط بوده .البته این تفکره فقط ماله منه . 

وقتی می تونی توقع بخشش داشته باشی که خودت چیزی با ارزش تری و بخشیده باشی....!
ببخشید .من چون خودم حیلی عذاب کشیدم و مسببه همه یبدبختیام بودن .هیچ جوره نمیتونم قبول کنم مقصر عروس ...

اما من خودم عروسشون هستم حتی اوایل می‌دیدم ک شاید بیشتراز من بهش بها میدن بعضی موقع شاید ناخواسته من حسادت میکردم اما چون همسرم انسان مقتدری هست طوری رفتار میکرد ک من اذیت نشم .....اما میگن طرف از جای خودش دررفت سر این بنده خدااومداحترام زیاد دید دیگه هوا ورش داشت ک کی بوده خودش نمیدونسته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز