استاد ما،علی اکبر برهان،
فرزندی به نام علی اصغر داشتند که اولین فرزند ایشان بود و در کودکی از دنیا رفت.
ایشان خیلی ناراحت بودند تا اینکه شبی در خواب دیدند آن پسر بزرگ شده و ناخلف و شرور از آب درآمده است و مردم را اذیت و آزار میکند به حدی که مردم هی میگویند: ببین این هم از پسر روحانی و عالم ما.
ایشان در عالم خواب خیلی از این جریان ناراحت میشوند به حدی که نمیدانند با این پسر چکار بکنند. زیرا هرچه او را نصیحت میکردند فایدهای نداشت. وقتی که از خواب بیدار شدند فهمیدند که آنچه دیدهاند خواب بوده، لذا خوشحال شدند و بعد از این خواب دیگر ناراحت نشدند و حکمت کار را فهمیدند.
📚
🍃 حاج آقا مجتهدی تهرانی 🍃