درحالی که اصلا مارو دعوت نکرده بودن
اصلا خبر نداشتیم اونجا مهمونیه
ما چاییمونو خوردیم و بلند شدیم یهو مادرشوهرم از اشپزخونه دوید اومد گفت شماهم بمونید شام گفتم نه مرسی دخترم خونه تنهاس
برای اینکه پیش مهموناش ضایع نشه الکی بهمون تعارف زد گفت برو دخترتم بیار بمونید شام شوهرم رفت دخترمم اورد