2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من و شوهرمم نشستیم ما سرزده رفته بودیم 

دیدم مادرشوهرم از دیدن ما هول شد 

نیم ساعت بود نشسته بودیم دیدم بقیه جاریام یکی یکی حاضر شده با بچه هاشون و شوهراشون اومدن معلوم بود اونا رو دعوت کرده واسه شام

درحالی که اصلا مارو دعوت نکرده بودن

اصلا خبر نداشتیم اونجا مهمونیه 

ما چاییمونو خوردیم و بلند شدیم یهو مادرشوهرم از اشپزخونه دوید اومد گفت شماهم بمونید شام گفتم نه مرسی دخترم خونه تنهاس

برای اینکه پیش مهموناش ضایع نشه الکی بهمون تعارف زد گفت برو دخترتم بیار بمونید شام شوهرم رفت دخترمم اورد

به اجبار موندیم خیلییی حرص خوردم زن داداشم گفت بی عرضه باید میگفتی ما که شام دعوت نبودیم چجور بقیه رو دعوت کردی اگه میخواستی ما رو هم میگفتی 

ما فقط اومده بودیم سر بزنیم

همیشه با ما از این کارا میکنن 

همینجوری رفتار میکنن

عروسی فامیلای شوهرم کارت دعوت مارو میدن دست مادرشوهرم 

مادرشوهرم قایم میکنه نمیده دست ما 

عروسی هیچکدوم ار فامیلای شوهرم مارو نبردن تاحالا

آخی. منم بودم ناراحت میشدم. البته من این چیزا رو زیاد دیدم. همیشه اخبار مهمونی و اینا دیر بهم میرسه. ناراحت میشم تو این مواقع ولی بهتر که آدم فاصله ش بیشتر باشه با فامیل شوهر.

من و جاریام تو یه ساختمونیم. همه با هم جمع میشن منو نمیگن. منم بهشون زیاد توجه نمیکنم که فکر نکنن آدم حسابین.


اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  18 ساعت پیش