عزیزم خب دلیل عصبی بودن شوهرشو باید بفهمه
از سر کار عصبی میشه یا از بیکاری یا خانوادش یا اینکه تو زندگی کم میاره؟
بشینن مثل دوتا دوست درد و دل کنن بچه رو بسپارن دست مادرشون یا شما واسه خودشون وقت بذارن ریشه رو که پیدا کرد خیلی راحت میشه دنبال درمان بگرده اینجوری که شما میگید چندبار هم رفتن مشاوره پس شوهرشون مقاومتی نداره و زیر بار رفته
اگر بتونن رابطه صمیمی با هم داشته باشن همه حرفاشون رو بزنن خود شوهر خواهرتون کم کم دلایل عصبی بودن رو میگه و میخواد کمکش کنید
با این جمله ها که :
(ما رابطمون مثل دوتا رفیقه خیلیا با شوهراشون راحت نیستن ولی من با تو خیلی راحتم
فلانی این اتفاق واسش افتاده ولی میترسه به شوهرش بگه اگه من بودم اولین نفر به تو میگفتم چون خیلی با هم صمیمی ایم
ما هرچی بشه به هم میگیم چون رابطمون فقط رابطه زن و شوهری نیست و دوستانس عاشق رابطمونم )
این جمله ها کم کم تاثیرشو توی صمیمیت رابطه میذاره و این حسو به شوهرش تلقین میکنه که طرف مقابلش انقدر باهاش صمیمی و راحته که بتونه درد و دلاشو بیاره پیشش و تنها کسی که رازدارشه خانومشه
نحوه برخورد خواهرت با درد و دلاش نباید حالت نصیحت و سرزنش باشه فقط گوش شنوا باش همدردی کن و امید بده