2777
2789

از موقعی که وارد زندگیمون شده یه روز خوش نداشتیم مدام پولای شوهرمو میچاپه مدام از شوهرم پول میکشه هرکاری میکنم نمیتونم از زندگیمون بیرونش کنم متاسفانه چون گرگ تو لباس میش 

و شوهرم احمق و حرفاشو قبول داره 

شغل همسر

امیدوارم .خدا اونی که از دلت میگذره و آرزوت هست رو برآورده کنه .حاجت دل منم بده و فرزندم به بالاترین سطح و مقطع در زندگی برسه و غرق در خوشبختی و شادی باشه و فردی موفق باشه .الهی آمین 

متاسفانه این آقا به منم نظر داره 

چند بار سر این موضوع دعوامون شد حتی پای خانوادها اومدش وسط  یه مدت کات کردش 

ولی اللن یواشکی باهاش در ارتباطه  وقتی با اون در ارتباطه کلا با منو خانوادش بد میشه 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خاک بر سر شوهرت🙌

مامان شدن یعنی حالا دیگه تنها نیستی💕 و یه همدم کوچولو داری که کافیه دستتو بذاری رو دلت♥️ و کلی باهاش حرف بزنی و آروم آروم به آرامش برسی.🤩 مامان شدن یعنی نه ماه نچشیدن یک خواب آسان🤰، یعنی نصف شب بلند شدن که مبادا بد خوابیده باشی و نی نی ات🍼 یه وقت ناراحت باشه..عشق مامان خوش اومدی تو دلی مامانی دختر گلم❤️❤خدایا این لحظه های ناب رو نصیب همه اونایی که منتظرن بکن دامنشون رو سبز کن🤲☺️

نگران نباش روزی را میبینم

که مینشون

بدجور شکرابه😃

همه همینن بعدا درست میشن

یک عمر برای آن چیزی که میخواستی دست و پا میزنی...     تا اینکه آخر یه روزی بهش میرسی...       بعد،به خودت مینگری و می بینی یک عمر را زندگی نکرده ای...  حال جای زخم و شکستگی هایت را چطور می خواهی ترمیم کنی... 💔یک عمر دیگر را از کجا می خوای برای ترمیم زخمات پیدا کنی...   خیلیا زخمی از این دنیا رفتن شاید اینو ندونی💔

وای امان از این دوستا بعضی اوقات تا ازش ضربه نخورن ول نمیکنن شوهر من پول قرص داد در صورتی که خودمون به شدت نیاز داشتیم من چقدر گفتم نده اگه هم میدی چیزی ازش بگیر چکی چیزی ولی متاسفانه گوش نکرد و دوستش پول و برداشت و رفت 

هیچ وقت زندگی رو خیلی جدی نگیر....آخرش کسی زنده ازش بیرون نمیاد....

ببین شوهر منم یه دونه ازین دوستا دلشت .خاله زنکم بهش اضافه کن زنگ میزد مثلا ۱ساعت با شوهرم حرف میزد از خانوادش عموش داییش بقال سر کوچش.خیییلی رو مخم بود .فقط از ته دلم از خدا خاستم خدایااااااا شرشو کم کن یه کاری کن دعواشون بشه شوهرم بدش بیاد ازش.تازه اعتیادم داشت تریاک میکشید.

انقد دعا کردم که باهم شریک شدن تو شراکت رند بازی دراورد دعولشون شد الانم سی خودشه

دعای قرآنی دفع دشمن داخل گنج های معنوی هست بخون ان شاالله به خواست خدا دورمیشه





من دعایی نمونده که نخونده باشم 

امامزاده ایی نمونده که نزر نکرده باشم 

مادرشو مادر خوددمم مدام نزر میکنن دعا میکنن 

ولی این یارو عین کنه میمونه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز