امشب خونمون اسباب کشی داشتم ،پسرمو گذاشتم خونه مادرم ،خونمون چون بهم ریخته بود هنوز شوهرم گفت تو هم برو خونه مامانت بخواب،گفت منم میرم خونه مامانم یه سر میزنم شب میرم خونه ،اگه مامانم زنگ زدن بهت بگو خونه خودمونم وگرنه گیر میده اینجا بخواب،منم نمیخوام بخوابم ،حالا تا نیم ساعت پیش زنگ زدم هنوز اونجا بود نرفته بود خونه ،با دو تا خواهراش و مامانش،گفتم پاشو برو بخواب دیگه صبح میخوای بری اداره ،حالا نمیدونم رفته با مونده ،دلم میخواد زنگ بزنم ببینم هنوز اونجاس یا رفته